تبلیغات

واکاوي روان شناسانه رفتارهاي پسر و دخترهاي جواني که به ازدواج تمايل ندارند

واکاوي روان شناسانه رفتارهاي پسر و دخترهاي جواني که به ازدواج تمايل ندارند

خراسان/ 6 دليل، 4 راهکار!
شايد در اطرافتان جواناني را بشناسيد که نه مشکل اقتصادي دارند و نه معضل فرهنگي- اجتماعي خاصي، اما همچنان بر مجرد ماندن اصرار دارند. از اين شواهد نتيجه مي گيريم که بايد عواملي به جز بلوغ اقتصادي و اجتماعي و ... در مسئله ازدواج دخيل باشد. اين عوامل کدام است و به عنوان يک فرد، چقدر مي توانيم در رفع آن ها موثر باشيم؟ به گزارش ماهنامه «سپيده دانايي»، روان شناسي پاسخ هاي جالبي براي اين سوالات دارد.

1-اجتناب از تکرار کودکي:
رسم بر اين است که والدين تسهيل کننده ازدواج فرزندانشان باشند؛ اما گاهي ناخواسته به مانع آن تبديل مي شوند. ريشه اين ماجرا به نوع رابطه اي برمي‌گردد که فرزند در زمان کودکي از آن ها شاهد بوده. به عبارت ديگر اگر آنچه کودک از رابطه پدر و مادر مي بيند، دوستي و تفاهم باشد يک نوع تاثير بر تمايل او به ازدواج مي گذارد و اگر شاهد خصومت ورزي هاي آن ها باشد يک نوع تاثير ديگر. مجردهايي که معتقدند «ازدواج مساوي با بدبختي است» و يا «نمي توانند از اين دوران طلايي (مجردي) دل بکنند»، شايد با چنين تجربه هايي مواجه بوده اند.
2-ترس از صميميت: ترس هاي ناخودآگاه هم ممکن است در دوران کودکي ايجاد شوند و هم طي دوره هاي بعدي زندگي؛ براي مثال دختر خانم 30 ساله اي که مدت ها پيش رابطه اي دو ساله و صميمي را با پسري همسن خود تجربه کرده بود و از آن انتظار ازدواج داشت، متوجه دروغ هاي طرف مقابل درباره وفاداري به خودش شده و به اصطلاح رابطه را تمام کرده است. طي چند سالي که از آن ماجرا مي گذرد، آن قدر خودش را غرق در کار کرده و آن چنان درآمد و اعتباري به هم زده است که به قول خودش «نيازي به آقا بالاسر ندارد». او اگرچه معتقد است آن قضيه برايش تمام شده، اما در واقعيت چنين نيست، او دچار ترس از صميميت است، نداشتن حتي يک دوست صميمي اين ادعا را تاييد مي کند.
3-کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس: کمبود عزت نفس، افکار و رفتار ما را تحت تاثير قرار مي دهد و به کاهش احتمال ازدواج کمک زيادي مي کند! چگونه؟ وقتي که عزت نفس کافي نداريم صداي منتقدي را در ذهن خود مي شنويم که مي گويد: «هيچ فردي از من خوشش نخواهد آمد»، «من جذاب نيستم»، «کي مي آيد خواستگاري من؟»، «کي زن من مي شود؟» و ... . در اين وضعيت رفتاري هم که از خود نشان مي دهيم، شامل بستن راه هاي ارتباطي با افراد جديد، منفي بافي، تن دادن به رابطه با فردي که از استانداردهاي مورد نياز براي ازدواج فاصله دارد و ... مي شود.
4-خطاهاي فکري: فکرهايي که شامل «همه يا هيچ» مي شود، به «حدس زدن افکار ديگران» مي پردازد و «خيلي کلي يا خيلي جزئي به ديگران نگاه مي کند» از جمله خطاهاي فکري است که احتمال مجرد ماندن را افزايش مي دهد؛ براي مثال جملات قالبي معروفي مانند «همه زن ها عين هم اند»، «مردها به چيزي جز خودشان فکر نمي کنند» و «زن و شوهرهاي امروزي فقط دو روز اول عاشق هم هستند» مصاديق گفتاري اين قبيل اشتباهات فکري هستند.
5-ترس از دست دادن منطقه امن: همه آدم ها براي خودشان منطقه امني دارند چون همه به احساس کنترل بر زندگي نياز دارند. وقتي در روابطمان تجربه تلخي پيدا مي کنيم، مرزي رواني- عاطفي را براي اين جنبه از روابط مان تعيين و بدون اضطراب داخل آن زندگي مي کنيم. گاهي هم تحت عنوان عادت کردن به زندگي با رويه‌اي مشخص به اين منطقه پناه مي بريم. در اين شرايط به سادگي راضي به از دست دادن امنيت ساختگي مان نمي شويم.
6-معيارهاي بلندپروازانه: دخترخانم 31 ساله اي به شوخي گفت که «همسر مورد نظر او را بايد برايش بسازند». از آنجا که در هر شوخي واقعيتي نهفته است، از همين جمله وسواس او قابل حدس است. جوانان زيادي هستند که مثل اين خانم آن قدر در معيارگذاري ازدواج مته به خشخاش مي گذارند که همسر مناسبشان در جهان «نيست» به نظر مي رسد.
چگونه اين موانع را از ميان برداريم؟
حالا که دلايل مجرد ماندن را گفتيم، راه حل هايش را با هم مرور کنيم.
1-حواسمان به خودمان باشد: بالا و پايين هاي زندگي زخم هايي را بر روان همه ما مي اندازد. بعضي زخم ها مثل يک خراش مي ماند و با گذر زمان خود به خود خوب مي شود اما بعضي آن قدر عميق است که ممکن است عفوني شود. راه پيشگيري از اين وضعيت توجه کردن آگاهانه به «خود» است. يعني فکر کردن به اتفاقات گذشته و تاثيرات آن ها بر خود و نترسيدن از مواجه شدن با ترس ها و گره هاي رواني.
2-صداي منتقد درونمان را به چالش بکشيم: اين کار کمک مي کند عزت نفس و اعتماد به نفسمان بهبود يابد. در نتيجه شبکه ارتباطاتمان هم گسترده تر مي شود. البته اول بايد ببينيم اين صدا از کجا آمده است. خيلي وقت ها ريشه اين صدا انتقادهاي نا بجايي است که در کودکي از والدينمان شنيده ايم. يادمان باشد که ما بزرگساليم. درست است که تحت تاثير کودکي هستيم اما امکاناتي داريم که مي توانيم اين تاثيرها را کم کنيم. امکاناتي مثل گفت و گو کردن با خود، بررسي صداي منتقد درون و بازخورد گرفتن از دوستان صميمي درباره جذابيت خود.
3-با گذاشتن يک نقطه به خط بعدي برويم: اگر رنجش مهمي را تجربه کرده ايم از آن فاجعه نسازيم، سرکوبش هم نکنيم. محکوم بودن به تحمل مادام العمر جراحت ها را نيز به فراموشي بسپاريم. به جاي اين کارها با توجه آگاهانه به آن، از بار عاطفي اش بکاهيم و براي بهبودي اقدام کنيم.
4-ذهن‌مان را محدود نکنيم: قانون گذاشتن و منطقه امن ايجاد کردن تا جايي خوب است که فرصت هاي جديد را از ما نگيرد که اگر اين طور بشود، بايد آن ها را زير پا گذاشت. به جاي محدود کردن بايد ذهن را براي آشنايي هاي جديد گشوده تر کنيم و بدون بررسي کافي، درباره ديگران نظر ندهيم.



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: خراسان

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.