تبلیغات

روايت جواد مجابي از کمانچه‌‌نوازي کيهان کلهر

روايت جواد مجابي از کمانچه‌‌نوازي کيهان کلهر

همشهري آنلاين/ جواد مجابي، نويسنده و منتقد نامي بعد از ديدن کنسرت کيهان کلهر در تالار وحدت به شوق آمد و متني شورانگيز در وصف نوازندگي کيهان کلهر نوشته است.
در اين متن که در قالب نامه‌اي از سوي جواد مجابي به کيهان کلهر در روزنامه شرق منتشر شده آمده است:

آقاي کيهان کلهر!
شما را عزيز مي‌دارم، چون با شهامتي آگاهانه، توانسته‌ايد از سلطه چندين قرن شعر و آواز بر سازنوازي ايراني، برکنار بمانيد و طنين عزت و استقلال ساز ايراني را به اعتبار نواي خودش نه زير مجموعه آواي انساني، به گوش ما برسانيد. اينگونه کنسرت‌ها، دري تازه به روي موسيقي ملي ما مي‌گشايد و بيشتر و بهتر ما را با جهان پيوند مي‌دهد.

عزيز من هستيد چون با ساز خود، روايتي درست از دوران ما، خاصه روزگار کنوني ايرانيان مي‌دهيد. کمانچه مويه‌گر را شما به شاه‌کمان گفت‌وگوگر بدل کرده‌ايد. با ساز خود از حماسه‌هاي تراژيک قوم کرد مي‌گوييد و همان آن نواي ظريف‌ترين حس‌هاي زخم‌خورده و خجسته‌ترين ترنم شادکامي آدمي، تقلاي مردم تاريخي را در رويارويي با فاجعه و مضحکه زيست- مرگ، فروافتادن و برآمدن سرگذشت‌هاي فردي و جمعي، روايت ناکامي و کامروايي اقوام ديگر ايراني را به گوش مي‌رسانيد. محصول شناخت عارفانه مدرني؛ که هنرمند از جامعه‌اش دارد.

زمزمه رخوت‌انگيز نداريد و لالايي خواب‌کردار نمي‌گوييد، حس‌وخيال خود را با رساترين نوا و نغمه به فرياد مي‌گوييد، در شنيدن ساز شما من فقط امپرسيون ظريف استادانه بازي‌هاي صدا و سکوت را نشنيدم بلکه خروش جان آدمي را در حالتي اکسپرسيونيستي حس کرده‌ام که هيجان آفرينش بداهه‌وارش را با نيرومندترين ظرفيت آوايي به ادراک ملتهب مخاطب پرتاب مي‌کند. در خنياي ساز پرشور شما، لحظه‌اي ظريف‌ترين نغمه عاشقانه جاري است و در لحظه ديگر، بي‌فاصله‌اي چندان، آرشه جادويي شما جانسوزترين مصيبت را بازتاب مي‌دهد و اين بازي با حالات متفاوت از سر گرفته مي‌شود. آرشه مي‌غلتد نرم از عشق به مرگ، از اندوه به شادي، از بازيگوشي ملودي‌ها به متانت يک روايت ناگفتني، و باز غلتان غلتان مي‌رويم از حالي به حالي ديگرگون و نمي‌گذاري در اين سفر پر از شنيدني دمي بياساييم و از همين‌‌روست که ساز شما جاي شعر و آواز را پر کرده؛ چون مانند شعر با هر کلمه‌اش ما را به سيري متفاوت مي‌کشاند. شما با ساز تنها، شعري ناسرودني را بيان‌پذير کرده‌ايد. آواز نخوانده‌تان، از زبان ساز، پيامي روشن دارد.

شما را عزيز مي‌دارم که در ايران و در دنيا با ساز خود هنر و فرهنگ ايران را به شايستگي نمايندگي کرده‌ايد جز در سبزوار. «غزل»‌هاي سه‌گانه شما را شنيده‌ايم، اين تغزل، ظرفيت تازه يک ساز بازپيراسته را در آزموني کاشفانه، نشان داد. در «نخستين ديدار بامدادي»، شور بداهه‌نوازي نوازنده بر محدوديت ظرفيت کمانچه غلبه کرد. کنسرت «در آينه آسمان» در تلاقي دو ساز آييني تنبور (علي اکبر مرادي) و کمانچه (کلهر) _ به قول درويشي _ دو سنت موسيقايي به هم نزديک و تاحدي يگانه شدند و سفري آرماني را به انجام رساندند: سفري به مرز انتزاع. تنبور و کمانچه کنسرت «باران»، کار مشترک شما و شجاعت علي‌خان پس از تجربه‌هاي آغازين و موفق جشن هنر، هم‌نوايي موسيقي ايران و هند را ميسر ساخت و ريشه‌هاي مشترک موسيقايي اين دو قلمرو را بيش از پيش آشکاره کرد. البته همکاري مغتنم دو نوازنده چرب‌دست مستقل عليزاده و کلهر با استاد شجريان در کنسرت‌هايي مثل «ساز خاموش» و مانند آن، جلوه‌اي از موسيقي پرتوان امروز را به نمايش گذاشت که هماهنگي سازوآواز را با حريم مستقل هريک، مي‌شد حس کرد و لذتي برد از کمال موسيقي‌سازي و موسيقي آوازي در عصر ما، با توقع بالايي که در جامعه جوان ما براي حسب حال امروزين، پديد آمده است.کيهان کلهر -و پردگيان
عزيز همه هستيد چون ياران هنرمند خود را عزيز مي‌داريد. بيماري خودشيفتگي و توهم استادپنداري بسيار کسان در شما نيست در مجلس: پردگيان باغ سکوت «تالار رودکي ديدم که چگونه با ملاطفت به دوستان جوان خود فرصت داديد که پيش از شما حتا بيش از شما بنوازند و با اين رفتار، علي بهرامي‌فرد (بار ديگر) مجال يافت مهارت کم‌نظيرش را در نواختن سنتور نشان دهد. با انصاف و اعتدال يک استاد در هم‌نوازي با او، به ديالوگي کمال‌گرا رسيديد و نشان داديد که بر صحنه، اجراي موسيقي عالي مطرح است، نه مطرح‌کردن موقعيت نوازنده‌ها و اين رفتاري دموکراتيک و کمياب است. همين رفتار دوستانه را با تنبک‌نواز پرشور (نويد افقه) داشتيد، نام شما سايه نينداخت روي سه نوازنده ديگر، بلکه شما با چينش دقيق قطعات و وقت منصفانه براي هر هنرمند بر کار ياران خود روشناي لازم انداختيد، چون اطمينان داشتيد شنونده هوشمند امروزي هر کسي را در جايگاه خود بازمي‌شناسد و نيازي به سلطه‌گري در عرصه هنر و فرهنگ نيست.

شما را دوست مي‌دارم و ستايش مي‌کنم چون فطرتي خلاق و مهارتي بي‌نظير در نوازندگي و عمري شيفتگي و غوطه‌وري در هنر ايراني و جهاني، شما را در جايگاه يک موسيقي‌دان جهاني قرار داده که فراتر از جوايز هنري مرسوم، محبوب دل‌ها شده‌ايد. نام شما با نام ايران قرين شده است، همان‌گونه که نام شجريان و عليزاده و مانند ايشان. در روايتي کهن خواندم: نواي ني _ و اينجا موسيقي _ براي اهل نظر دري مي‌گشايد به بهشت. گرانجاني گفت: ما شنيديم و دري به بهشت باز نشد. پاسخ شنيد: تا تو آمدي در بسته شد.
موسيقي و سينما مردمي‌ترين رسانه‌هاي هنري‌اند و مخاطبان‌ ميليوني دارند. ظرفيت اين جاذبه عظيم تاکنون _ به دلايل مشهود _ آشکار نشده است. اين موتور که در حال توقف کار مي‌کرده زودا که ماشين را به راه خواهد انداخت. مردم نشان داده‌اند که از فرهادي و کلهر همان‌قدر پرشور استقبال مي‌کنند که به استادان پيش از آنها چون کيارستمي و شجريان ارج نهاده‌اند. ماشين که به راه افتاد هيچ افقي را براي فتح دور نمي‌بيند و اين روزگار پرشتاب، آمدني است.


با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: همشهري آنلاين

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.