تبلیغات

نمي دانم چرا نمي توانم به آرزوهايم برسم؟!

نمي دانم چرا نمي توانم به آرزوهايم برسم؟!

مردمان/ خيلي هيجان زده‌ايد. آرزويي داريد که بايد به آن برسيد. به همين خاطر همه انرژي و وقتتان را براي به واقعيت تبديل کردن اين آرزو مي‌گذاريد. ولي با گذشت زمان حتي به آن نزديک هم نمي‌شويد. به همين خاطر انرژي‌تان کم‌کم کمتر مي‌شود و وسوسه مي‌شويد که از تلاش دست بکشيد.
شور اوليه‌تان فروکش کرده است ولي خودتان را به زور جلو مي‌کشيد. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اينکه يک روز مي‌بينيد که ديگر نمي‌توانيد ادامه دهيد. نااميد مي‌شويد چون نتوانسته‌ايد به آرزويتان دست پيدا کنيد.
حالا چه بايد بکنيد؟ قدم بعدي‌تان چيست؟ به نقطه‌اي رسيده‌ايد که از کاري که مي‌کنيد متنفريد. مطمئن نيستيد که اصلاً اين آرزو را مي‌خواهيد يا نه.
اگر شما هم در اين موقعيت گير کرده‌ايد و به قدم بعدي‌تان فکر مي‌کنيد و اينکه دست بکشيد يا نه، يک لحظه صبر کنيد. دست نکشيد.
احتمالاً آرزوي اشتباهي داشته‌ايد
قبل از اينکه از آرزويتان دست بکشيد، آيا به اين فکر کرده‌ايد که ممکن است آرزوي اشتباهي داشته‌ايد؟ ما معمولاً انگيزه بسيار زيادي را روي آرزو داشتن مي‌گذاريم ولي هيچکس درمورد داشتن آرزوهاي اشتباه حرف نمي‌زند. تصور اين است که تا زمانيکه آرزويي داشته باشيد، مي‌توانيد به آن دست پيدا کنيد ولي به اين سادگي‌ها که تصور مي‌کنيد نيست.
اميدوارم که با اين حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولي اين حقيقت دارد. آدمها ممکن است به روش‌هاي مختلفي آرزوهاي اشتباه داشته باشند. مثلاً آرزوي خيلي‌ها را پدر و مادرشان ساخته‌اند يا حتي دوستان و معلمانشان.
حتي دوستي را مي‌شناسم که مي‌گفت آرزو دارد پزشک شود و وقتي از او پرسيدم چرا، گفت که مادرش به او گفته است که برايش بهتر است. بعد درمورد آرزوي مادرش برايمان حرف زد.
آيا آرزوي شما هم آرزوي فردي ديگر است؟ اگر اينطور است، ديگر وقتش رسيده که آرزوي خودتان را داشته باشيد. ولي اگر آرزويتان آرزويي اشتباهي نيست و باز هم نمي‌توانيد به آن دست پيدا کنيد، آنوقت:
دوباره به آرزويتان فکر کنيد
وقتش رسيده که بنشينيد و بيشتر به آرزويتان فکر کنيد.
من عاشق داستان جوزف خيالباف هستم. جوزف وقتي بچه‌تر بود آرزو مي‌کرد که همه خانواده‌اش به او تعظيم کنند. او به آرزويش رسيد ولي نه به آن روشي که برايش برنامه‌ريزي کرده بود. هيچوقت انتظار نداشت که برده‌اي در سرزميني ناشناخته شود و انتظار هم نداشت که زنداني يا مرد دست راست پادشاه يونان شود. ولي به آرزويش رسيد.
شما از اين داستان سه درس مي‌گيريد.
۱. گاهي‌وقت‌ها آرزويتان را خوب نمي‌شناسيد. جوزف آرزويش را به خانواده‌اش محدود کرده بود ولي چيزي که به دست آورد بسيار بزرگتر بود. اگر تصور مي‌کنيد به آرزويتان نرسيده‌ايد، شايد به اين خاطر است که آرزوهايتان را با دانشتان از آنطور که بايد باشد محدود مي‌کنيد. شايد آرزويتان بسيار بزرگتر از چيزي باشد که تصورش را داريد.
۲. شايد دنيا به استقبال آرزوي شما نمي‌آيد. استيو‌ جابز روياي اپل را در سر داشت ولي سرمايه‌گذاراني که او را از کمپاني‌هاي خود بيرون کردند استقبال خوبي از روياي او نداشتند. ولي با گذشت زمان، او توانست به آرزويش حامه عمل بپوشاند. با آرزويتان صبور باشيد. به آن زمان بدهيد. براي آن تلاش کنيد و مطمئن باشيد که به آن خواهيد رسيد.
۳. فقط آرزو داشتن کافي نيست، بايد خودتان را براي‌ آن آماده کنيد. بايد درک کنيد که فرآيند رسيدن به آرزوها يک سفر راحت و سريع نيست. گاهي‌اوقات آرزوي شما درست در زمان تسليم‌شدنتان به واقعيت تبديل مي‌شود. بايد براي همه چيز آماده باشيد. ياد بگيريد، تلاش کنيد و تماشا کنيد که چطور آرزويتان به واقعيت تبديل مي‌شود.
حرفمان را با يک سوال تمام مي‌کنيم، آيا باور داريد که بعضي آرزوها اشتباهي هستند؟ فکر مي‌کنيد چطور ممکن است افراد آرزوهاي اشتباهي براي خود داشته باشند؟



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: مردمان

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.