تبلیغات

همه چير درمورد حيات فرا زميني

همه چير درمورد حيات فرا زميني

آخرين خبر/ همه ما از اتم ها، مولکول ها و درشت مولکول هايي ساخته شده ايم که در کنار يکديگر جمع شده اند و مجموعه اي پيوسته به وجود آورده اند. حيات به يک باره ايجاد نشده و ميلياردها سال تکامل سبب شده تا ما اکنون به شکل کنوني باشيم و تمام موجودات اطراف ما اين ظاهر را داشته باشند.
چند ميليون سال پيش موجودات گونه اي ديگر بودند و بر اثر تکامل، اصل بقا و انتخاب اصلح، حالا به اين شکل درآمده اند. تکامل شاخه اي جذاب و متفاوت از علوم زيستي محسوب مي شود که بينشي عجيب از گذشته موجودات زنده در اختيار انسان ها قرار مي دهد و ناآگاهي ما از قواعد آن و بسنده کردن به چند عبارتي که قدمت شان بازميگردد و سده ها قبل، سعي در توجيه حيات مان داريم.
چند روز پيش با خبر شديم که ناسا موفق به يافتن آب روي مريخ شده و اين مسئله ما را يک قدم با باور حيات فرازميني نزديک کرد. زندگي در خارج از کره زمين لزوما به مفهوم انسان هاي فضايي فوق پيشرفته با چشم هاي درشت نيست. حتي يک تک سلولي هم مي تواند به وجود فرازميني ها اشاره داشته باشد.
به هر حال باورش سخت است که در گستره آسمان، در فضايي بي کران، جز کره زمين، هيچ قسمتي از هستي در خود موجودات زنده نداشته باشد اما دانش کنوني و محدود بشر فعلا حرف زيادي براي گفتن ندارد. با اين حال ناسا چيزهايي مي داند که هنوز ما نمي دانيم.
در ادامه با ديجياتو همراه باشيد تا مروري داشته باشيم بر برخي حقايق علمي که سازمان هاي بزرگ و محققين آن ها را براي مان تاکنون فاش کرده اند و امکان حيات را در خارج از کره زمين امکان پذير مي کند.
دانشمندان پي بردند که تقريبا 4.5 ميليارد سال پيش، حداقل يک پنجم مريخ پوشيده از اقيانوسي به عمق 140 متر بوده. هر گواهي بر وجود زندگي در آب اقيانوس ها حالا قطعا در خاک مريخ نهفته است.
به هر حال آب به تنهايي کافي نيست. اگر زمان در اختيار ساختارهاي زيستي قرار بگيرد و همه چيز درست پيش برود، شاهد ايجاد تنوعي گسترده از سلول هاي ساده و ابتدايي خواهيم بود. طي ميليون ها سال، کوچک ترين ساختارهاي زيستي تشکيل واحدهاي بزرگي مي دهند و نتيجه اش مي شود تنوع زيستي اطراف ما. دانشمندان مي گويند درست در همان بازه زماني که آب روي مريخ بوده، روي زمين هم بوده و جالب است بدانيد که در آن دوران، حيات به صورت جدي روي زمين رواج داشته. بنابراين بعيد نيست شرايط در مريخ هم همينگونه بوده باشد اما نبايد بحث دما و درجه حرارت متفاوت مريخ را با زمين فراموش کرد.
ستاره هاي دنباله دار و سيارک ها نقشي اساسي در شکل گيري حيات روي زمين داشته اند؛ دست کم دانشمندان که اينگونه معتقدند. برخوردهاي سهمگين اين اجزاي بزرگ با زمين، سبب ترکيب آمينو اسيدها با يکديگر و ايجاد ساختارهاي زيستي شده. براساس اطلاعات ستاره شناسي که از منظومه شمسي داريم، در حال حاضر همين اتفاق همه جاي هستي ممکن است رخ دهد.
Europa، نام ماه کوچک مشتري است که دانشمندان روي آن رد خطوط قهوه اي را يافته اند. نه، اين رد حرکت موجودات فضايي نيست، خيال پردازي نکنيد. محققين مي گويند احتمالا جريان هاي آب مايع روي سطح کره به قدري بوده که سبب ايجاد اين خطوط شده. آمريکايي ها و اروپايي ها در حال سرمايه گذاري هنگفتي هستند تا بتوانند پرده از اسرار اين ماه بردارند.
انسلادوس، ماه مشتري است. سطح بيروني آن را يخ هاي بزرگي پوشانده اما زير آن اقيانوسي از آب گرم وجود دارد. همانند Europa، انسلادوس مکاني مناسب براي رشد و حيات به حساب مي آيد.
در اين مورد پيشتر هم در ديجياتو خوانده بوديد. گفته مي شود جريان هاي آبي گاهي اوقات به قدري داغ شده که از رگ هاي ساختاري موجود در ميان يخ هاي سطحي بيرون شده و به فضاي بيروني پرتاب مي شوند. بنابراين نه تنها در لايه هاي دروني، بلکه قسمت بيروني انسلادوس نيز مي تواند محيطي مناسب باشد.
دانشمندان معتقدند دو ماه نام برده در اين زمينه تنها نيستند و سيارات و ماه هاي ديگري نيز مي توانند در سطح خود آب داشته باشند يا حتي در بخش هاي زيرين آن آب موجود باشد.
به جز زمين، بزرگ ترين ماه زحل، تايتان تنها کره اي است که در سطح خود درياچه هايي بزرگ دارد. البته نه درياچه اي که آب درون آن باشد، بلکه متان مايع در آن وجود دارد. با اين حال دانشمندان مي گويند يک سري موجودات مي توانند در چنين محيطي به زندگي بپردازند.
هيچ يک از کراتي که تاکنون در موردشان صحبت کرديم، شرايطي مشابه زمين نداشته اند و طبيعتا هيچ انساني به راحتي نمي تواند درون سياره اي که درياچه هاي آن از گاز مايع تشکيل شده اند زندگي کند يا حتي نمي تواند سرماي چند صد درجه زير سفر را تحمل کند. اما چند ماه پيش، دانشمندان کره اي که 1400 سال نوري با ما فاصله دارد را پيدا کردند. اين کره تمام شرايط اش مشابه به زمين بود و همين مسئله مي تواند به امکان پيشرفت سريع حيات در آن سياره جامه حقيقت بپوشاند.
براساس معادله دريک، که عبارت است از N=R*(fp)(ne)(fl)(fi)(fc)L، امکان وجود هزاران و شايد ميليون ها تمدن در راه شيري (فقط راه شيري) وجود دارد. حالا اين رقم را به گستره وسيع هستي که تاکنون توانسته ايم بشناسيم بسط دهيد. هولناک است.
اما در هر صورت راه شيري، کهکشاني مناسب براي ايجاد حيات نيست. دانشمندان مي گويند ديگر کهکشان ها محيطي ارائه مي دهند که ده هزار برابر راه شيري امکان برقراري حيات روي آن بيشتر است.
ما از اتم هاي سنگيني تشکيل شده ايم که يک روز از انفجار ستاره هاي بزرگ به وجود آمده. اين مسئله نه تنها ما را به قسمتي از کيهان تبديل مي کند، بلکه مي تواند اشاره اي باشد بر اينکه اگر در اين گوشه از دنيا، ما به وجود آمده ايم، پس با توجه به ابعاد انتشار، در هر گوشه از گيتي امکان به وجود آمدن موجوداتي اين چنيني وجود دارد. نيل ديگراس تايسون، اخترفيزيک دان شهير مي گويد عناصري که در نتيجه شکل گيري منظومه شمسي درون کرات تقسيم شده اند حالا امکان حيات را در هر نقطه اي فراهم مي کنند.
موضوع موجودات فرازميني هميشه از رازآلودترين موضوع‌ها در اخترشناسي بوده است. پرسش‌هايي مانند: آيا ما در عالم تنهاييم؟ آيا موجودات فرازميني تا به حال به زمين سفر کرده‌اند؟ چقدر با ما فاصله دارند و چگونه مي‌توانيم با موجودات فرا زميني ارتباط برقرار کنيم؟ و … هميشه ذهن بشر را به خودشان مشغول کرده‌ است، در اين مطلب سعي شده به برخي از اين سوالات پاسخ داده شود.
فضاناوي غول آسا، به عرض چند کيلومتر، درست در بالاي لس آنجلس قد علم کرده، تمام آسمان را پوشانده و بدجوري بر سرتاسر شهر سايه افکنده است. در تمام دنيا دژهاي بشقاب پرنده مانند در بالاي شهرهاي بزرگ جا خوش کرده اند. صدها تماشاچي در آرزوي خوشامدگويي به فرا زمينيان، به پاي کوبي مي پردازند تا شور و شوق خود را به ميهمانان فضايي نشان دهند.
پس از روزها بي صدا شناور ماندن در بالاي لس آنجلس، شکم فضاپيما به آهستگي گشوده مي شود. درخششي سوزاننده از نور ليزر شليک مي شود، آسمان خراش ها را مي سوزاند، موجي از نابودي در سرتاسر شهر به راه مي اندازد و در عرض چند ثانيه آن را به تلي از خاکستر تبديل مي کند. در فيلم روز استقلال، فضاييان ژرف ترين هراس را به ما نشان مي دهند، اما در فيلم E.T ما روياها و خيال پردازي هايمان را در فضاييان تصوير مي کنيم. در طول تاريخ مردم شيفته ي انديشه در مورد فرا زميني ها بودند، گرچه مشاهدات در کهکشان راه شيري نشان مي دهد که هر ستاره تقريبا چندين سياره به دور خود دارد. اما احتمالا فقط تعداد کمي از آنها مي توانند از حيات هوشمند پشتيباني کنند و چنانچه حيات هوشمند وجود داشته باشد، علم درباره ي آن چه مي تواند بگويد؟

جستجوي علمي حيات
دانشمنداني که به طور جدي امکان پذيري حيات فرا زميني را مطالعه مي کنند مي گويند که اصلا نمي شود درباره ي چنين حياتي، با فرض وجود داشتن، اظهار نظر قطعي کرد. با وجود اين مي توانيم درباره ي ماهيت حيات فضايي براساس آنچه که از فيزيک، شيمي و زيست شناسي مي دانيم برخي استدلال هاي کلي را بيان کنيم.
۱- دانشمندان عقيده دارند که آب مايع عامل کليدي در به وجود آمدن حيات در کيهان است:« دنبالي آب بگرد.» ورد زبان اخترشناسان در جستجوي حيات در فضاست. بر خلاف بيشتر مايعات، آب مايع « حلالي همگاني» که مي تواند انواع گسترده اي از مواد شيميايي را در خود حل کند. آب ظرف درهم آميز مناسبي براي آفريدن مولکول هاي پيچيده است. همچنين آب مولکولي ساده است که در سرتاسر کيهان يافت مي شود، در حالي که ديگر حلال ها بسيار نادرند.
۲- ما مي دانيم که کربن ترکيبي در آفرينش حيات است، زيرا چهار پيوند دارد و بنابراين از توانايي اتصال به چهار اتم ديگر و ساخت مولکول هايي با پيچيدگي باور نکردني برخوردار است. به ويژه ، توانايي ايجاد زنجيرهاي بلند کربني ساده است که مبناي شيمي هيدروکربن و آلي را مي سازد. ساير عنصرهاي با چهار پيوند از يک چنين شيمي غني برخوردار نيستند.
چشمگيرترين نمايش اهميت کربن آزمايش مشهور صورت گرفته توسط استنلي ميلر و هارولد يوري در سال ۱۹۳۵ است که نشان داد تشکيل خود به خودي حيات چه بسا فراورده ي جانبي طبيعي شيمي کربن باشد. آنان محلولي از آمونياک، متان و ديگر مواد شيميايي سمي را که تصور مي کردند در زمين اوليه وجود داشته اند در فلاسکي ريختند، آن را در معرض جريان الکتريکي ضعيفي قرار دادند و به انتظار نشستند. طي يک هفته آنان توانستند به شواهدي از تشکيل خود به خودي آمينو اسيدها در فلاسک دست يابند.
۳- مبناي بنيادي حيات عبارت است از مولکولي خود بدل ساز به نام، DNA. در شيمي مولکول هاي خود بدل ساز فوق العاده کمياب اند. تشکيل نخستين مولکول DNA بر روي زمين، احتمالا در ژرفاي اقيانوس ها، صدها ميليون سال زمان برده است. گويي اگر کسي بتواند براي يک ميليون سال آزمايش ميلر- يوري را در اقيانوس ها انجام دهد، مولکول هايي DNA- مانند خود به خود تشکيل خواهند شد. يکي از مکان هاي احتمالي که در آن نخستين مولکول DNA بر روي زمين اوليه پديدار شد. نزديک دهانه ي آتش فشاني در کف اقيانوس است، چرا که پيش از فرار رسيدن فوتوسنتز و گياهان، فعاليت اين دهانه، انرژي را براي مولکول DNA و مولکول هاي کربن پايه غير از DNA نيز بتوانند خود بدل ساز باشند، ولي محتمل است که ديگر مولکول هاي خود بدل ساز در کيهان به گونه اي شبيه DNA باشند. پس حيات به احتمال زياد نيازمند آب مايع، مواد شيميايي هيدروکربني و گونه اي مولکول خود بدل ساز مانند DNA است. با استفاده از اين معيارهاي کلي مي توان برآوردي تقريبي از فراواني حيات هوشمند در کيهان بدست آورد.

در جستجوي نوعي از حيات
بسته به اين که چه تصوري از فرازميني ها داشته باشيم استراتژي ما براي جستجوي آنها متفاوت است. اگر آن ها را تعدادي موجود تک سلولي تصور کنيم پس هيچ گاه به سراغ ما نخواهند آمد و اين ما هستيم که بايد به سراغشان برويم. کشفيات جديد ما را واداشته تا باور کنيم حيات مي تواند به شيوه هايي که در معادلات دريک گنجانده نشده، شکوفا شود. پيش از اين دانشمندان عقيده داشتند که حيات تنها مي تواند در منطقه ي گليدلاکس-سکونت پذير- در اطراف خورشيد وجود داشته باشد. نه خيلي نزديک به خورشيد تا اقيانوس ها به جوش آيند، نه خيلي دور تا اقيانوس ها يخ بزنند، بلکه کاملا مناسب تا حيات امکان پذير شود.
بنابراين وقتي اخترشناسان به مدرکي دست يافتند که آب مايع چه بسا در زير پوشش يخي اروپا قمر يخ زده ي مشتري، قرار داشته باشد، غوغايي برپا شد. اروپا کاملا در بيرون منطقه ي گلديلاکس قرار دارد، پس انگار با شرايط معادله ي دريک جور در نمي آيد. با اين حال شايد نيروهاي کشندي براي آب کردن پوشش يخي اروپا و ايجاد اقيانوس مايع هميشگي کفايت کند. فقط در منظومه شمسي ما بيش از يک صد قمر هست، بنابراين شانس اينکه تعدادي از قمرهايي که در بيرون از منطقه ي گليدلاکس منظومه شمسي ما مي توانند از حيات پشتيباني کنند، بسيار زياد است.
علاوه بر اين، دانشمندان عقيده دارند که کيهان مي تواند آکنده از سياراتي سرگردان باشد که ديگر به دور ستاره اي نمي چرخند. به دليل نيروهاي کشندي هر قمري که به دور سياره اي سرگردان مي چرخد شايد در زير پوشش يخي خود از اقيانوس هايي مايع و بنابراين از حيات برخوردار باشد، ولي ديدن چنين قمرهايي با دستگاه هاي ما، که به آشکارسازي نور آمده از ستاره ي مادر وابسته است، بسيار سخت است. البته دانشمندان بي کار نبوده اند و به همين منظور بتازگي، آژانس فضايي اروپا (ESA) اعلام کرده، تا سال ۲۰۲۲ فضاپيماي جويس(Juice) را راهي مدار سيارۀ مشتري مي کند. اين ماهواره پنج تني حدود هشت سال پس از پرتاب در سال ۲۰۳۰ به مدار سياره مشتري رسيده و با استفاده از ابزار بسيار پيشرفته، جو و مگنتوسفر اين سياره و قمرهاي آن از جمله “اروپا” را مورد بررسي قرار مي دهد. ناسا نيز اهميت وجود حيات ميکروبي را در “اروپا” بيشتر از مريخ مي داند و در پروژه دو ميليارد دلاري خود، کاوشگر کليپر (Clipper) را تا سال ۲۰۲۱ به فضا پرتاب خواهد کرد و سه تا شش سال بعد به قمر اروپا خواهد رسيد.

شواهد حيات در سيارات فرا خورشيدي
براي جست و جوي حيات فرا زميني، به ويژه حيات هوشمند در کهکشان راه شيري، مناسب ترين محل ها طبعا سيارات قابل زيست مشابه زمين مي باشند. دليل اين امر آن است که بيشتر موجودات زنده، در شرايط سخت کاملا آسيب پذير هستند و وجود حيات وقتي امکان پذير است که شرايط محيطي، مناسب باشد. اينکه در شرايط محيطي دشوار هم پاره اي از موجودات زنده مي توانند دوام بياورند منافاتي با حرف قبلي ندارد، زيرا اين موجودات در تنازع بقا طبق نظريه ي فرگشت داروين خود را با شرايط سخت تطبيق داده اند. اما شرايط چگونه مي توان اين سيارات را از روي زمين شناسايي کرد؟
نخستين شواهد از وجود حيات بر سطح سيارات ديگر احتمالا مشاهدات اخترشناسان از شيمي اتمسفر اين سيارات بيگانه است. دو رويکرد متفاوت مي‌تواند به اخترشناسان براي بررسي جو سيارات بيگانه با جزئيات منحصربفرد و يافتن نشانه‌هاي احتمالي حيات کمک کند. نخستين گام در جستجو براي يافتن نشانه‌هاي حيات فرازميني، تعيين قابل مطالعه بودن جو يک سياره بيگانه است؛ اما يکي از چالشهاي بزرگ در اخترشناسي فواصل بسيار زياد اجرام از هم مي باشد. اين عامل درک شواهدي مبني برحيات در سيارات را مشکل مي سازد که معمولاً با استفاده از تکنولوژي تلسکوپ‌هايي زمين و فضايي که امروزه در اختيار داريم به صورت نقاط نوراني ديده مي‌شوند و مي توان بر اين مشکل تا حدودي غلبه کرد.
بسياري از سيارات بيگانه کشف شده توسط تلسکوپ فضايي کپلر که در سال ۲۰۰۹ براي شکار سيارات بيگانه به فضا پرتاب شد، احتمالا داراي جو نيستند. آيا اين نوع سيارات بيگانه بطور بالقوه براي ميزباني از حيات مناسب هستند؟ آيا در صورت دارا بودن جو، گرم يا سرد بوده و آيا داراي سطح جامد است؟ پاسخ به اين سوالات، خصوصيات پايه يک سياره بيگانه را تعيين مي‌کنند. به گفته ي دانشمندان ضخامتي مشابه شبيه ضخامت جو زمين اين امکان را براي محققان فراهم مي‌کند تا در گام بعدي اقدام به بررسي ترکيبات جو کنند؛ بررسي شيمي و اندازه‌گيري مولکول‌ها در جو، گزارش نسبتا دقيقي از وضعيت يک سياره بيگانه ارائه مي‌کند. اخترشناسان با استفاده از برخي قوانين اساسي شيمي به کشفياتي در خصوص سيارات بيگانه دست پيدا کردند؛ جو زمين مملو از اکسيژن بعنوان يک گاز واکنش‌پذير است که منجر به شکل‌گيري حيات بر روي اين سياره شده است. در طيف زمين هر دو گاز اکسيژن و متان وجود دارند، چراکه حيات و سوخت و ساز در آن جريان دارد.
براي پيدا کردن اکسيژن، متان و ساير گازها که احتمال ميزباني از حيات را افزايش مي‌دهند، اخترشناسان بايد زمان گذر سياره از مقابله ستاره ميزبان را رصد کرده يا تصوير مستقيمي از سياره و ستاره ميزبان در اختيار داشته باشند. گذر سياره فراخورشيدي از مقابل چهره ستاره ميزبان باعث تغيير در ميزان درخشندگي ستاره مي‌شود؛ اگر جو سياره ضخامت داشته باشد، طيف نوري در برخي طول موج‌ها شفاف و در غير اينصورت طيف نوري مات ديده مي‌شود؛ تغيير وضعيت طيف نوري به تعيين ترکيبات و موادشيميايي موجود در جو سياره کمک مي‌کند. تاکنون بيش از ۵۰ سياره با اين روش مورد بررسي قرار گرفته‌اند؛ اغلب اين سيارات ابر مشتري‌هاي داغ – غول‌هاي گازي بزرگ در مدار بسيار نزديک به ستاره ميزبان – هستند که قادر به ميزباني از حيات نيستند. مشاهده اکسيژن در يک طيف بسيار دشوار است، اما متان با استفاده از يک تلسکوپ بسيار قوي براحتي قابل مشاهده است.
البته گروهي از دانشمندان بتازگي با انتشار مقاله اي وجود اکسيژن در سيارات بيگانه را نشانه ي قطعي حيات نمي دانند. بر پايه ي اين نظر سياره ها مي توانند ذخيره هاي بزرگي از اکسيژن غيرزيستي (abiotic)، يعني اکسيژني که توسط جانداران توليد نشده را داشته باشند. اين بررسي نمونه ي خوبي از پژوهش هاي ميان-رشته اي است که براي پيشرفت اخترزيست شناسي جستجوي حيات در سيارات فراخورشيدي، دانسته هاي زمينه هاي گوناگون دانش را با هم ترکيب مي کند .تاکنون باور بر اين بوده که اگر يک سياره اکسيژن داشته باشد، معنايش اين است که گونه هايي از گياه در آن سياره در حال توليد اکسيژن از راه فتوسنتز هستند. بنابراين گمان مي رفت که اگر بخواهيم به دنبال نشانه هاي حيات بر روي سيارات بيگانه باشيم، تنها کافيست اکسيژن را در جو آن شناسايي کنيم و در واقع وجود اکسيژن در جو، مي تواند به عنوان يک زيست‌نشانگر يا بيومارکرِ قطعي پنداشته شود. اما واقعيت اين است که واکنش هاي شيميايي غيرزيستي هم مي توانند بر ترکيب جو سيارات فراخورشيدي تاثير گذار باشند.
در کنار بررسي ترکيبات جو، اخترشناسان قادر به بررسي احتمال وجود حيات بر سطح يک سياره يا حداقل انعکاسي از آن هستند. تمامي اشکال حيات بدنبال خلاص شدن از انرژي هستند که از آن استفاده نمي‌کنند؛ در گياهان انرژي که براي توليد غذا استفاده نمي‌شود، به شکل فوتون‌هاي فرابنفش منعکس مي‌شود. در زمان فراواني زندگي فتوسنتزي مانند جنگل‌هاي باراني يا تپه‌هاي جلبکي، انعکاسي به شکل درخشش جزئي نور مادون قرمز ديده مي‌شود که لبه سرخ (red edge) ناميده مي‌شود و مشابه اين بازتاب در سيارات فراخورشيدي نيز قابل مشاهده است. با اين حال مشاهده انعکاسي مشابه لبه سرخ از فاصله دور بسيار مشکل است؛ بطور مثال مشاهده لبه سرخ در جنگل هاي باراني از فاصله دور تنها در روزهاي صاف امکانپذير است، درحاليکه اين منطقه در بيشتر مواقع پوشيده از ابر است.
اخترشناسان به تازگي موفق به تهيه نخستين تصوير مستقيم از يک سياره فراخورشيدي به رنگ سايه آبي شده‌اند؛ اما آيا امکان مشاهده يک سياره سبز با حيات فتوسنتزي يا يک سياره سرخ رنگ نيز وجود دارد؟ اين مسئله بستگي به نوع موجودات فتوسنتزي احتمالي در اطراف يک ستاره خورشيد مانند يا ستاره کوتوله قرمز دارد. بر روي زمين، گياهان از رنگدانه‌اي موسوم به کلروفيل A براي جذب نور خورشيد و توليد مواد غذايي استفاده مي‌کنند که اقدام به تنظيم طول موج‌هاي ساطع شده از نور خورشيد مي‌کند و به همين علت گياهان سبز هستند.
اما محققان موسسه تحقيقات فضايي گودارد ناسا در حال مطالعه بر روي گونه‌اي از جلبک اعماق دريا هستند که از کلروفيل D استفاده مي‌کند؛ طول موج‌هاي جذب شده بوسيله اين رنگدانه بيشتر در طيف مادون قرمز هستند. تحقيقات صورت گرفته توسط محققان اين مرکز در سال ۲۰۰۷ نشان مي‌دهد، گياهان بيگانه بر روي سيارات فراخورشيدي مي‌توانند به رنگ‌هاي مختلفي باشند و اين مسئله بستگي به روشنايي ستاره ميزبان آنها دارد و رنگدانه‌هاي فتوسنتزي با نور در دسترس تطبيق پيدا مي‌کنند. به همين علت تلسکوپ‌هاي آينده بايد قادر به رصد طيف کاملي از طول موج‌هاي نوري باشند گه گياهان براي فتوسنتز استفاده مي‌کنند. براي کشف نشانه‌اي از حيات بيگانه، علاوه بر تلاش براي يافتن سيگنال‌هاي فرازميني، حجم بالايي از داده‌ها بايد پردازش شوند.

چه تعداد تمدن بيگانه وجود دارد؟
در سال ۱۹۶۱ اخترشناس دانشگاه کرنل فرانک دريک يکي از نخستين کساني شد که به چنين برآورد تقريبي دست زد. وي براي تخمين تعداد تمدن‌هاي فضايي موجود در کهکشان راه‌شيري، که ما در عمل مي‌توانيم بي‌درنگ با آنها ارتباط برقرار کنيم، معادله‌اي ارائه کرد. معادله مشهور وي يک احتمال جالب است که با پارادوکس فرمي ارتباط زيبايي دارد. به طور خلاصه پاردوکس فرمي مي‌گويد که «اندازه جهان هستي و عمر آن نشان مي‌دهد که بايد موجودات و تمدن‌هاي فضايي پيشرفته ديگري وجود داشته باشند. اما اگر چنين است، پس چرا ما تاکنون آنها را نديده‌ايم و اين تمدن‌ها به ما سر نزده‌اند؟» پاردوکس فرمي بيان مي‌کند که صرف‌نظر از تعداد تمدن‌هايي که از اين رابطه استخراج مي‌شوند، به نظر مي‌رسد که مدارک چنين ارتباطات بين تمدني داراي يک فقدان آشکار است.

معادلۀ دريک براي تخمين تعداد تمدن‌هاي فضايي
اگر پارادوکس فرمي را کنار بگذاريم و از جنبه رياضي به معادله دريک نگاه کنيم، اين معادله در فرم اصلي خود به صورت زير است:
N = R* × fp × ne × fl × fi × fc × L
شايد در نگاه اول اين معادله خيلي ترسناک به نظر برسد، اما در حقيقت فهم آن بسيار ساده است. هدف اين معادله اين است که به جاي حدس‌هاي کلي، با استفاده از چند عدد که بر اساس دانش فعلي خود مي‌توانيم آنها را تخمين بزنيم، عدد جادويي N را به دست آوريم، عددي که تخميني از تعداد تمدن‌هاي قابل ارتباط در کهکشان راه شيري است. بگذاريد ابتدا با R*، نرخ متوسط شکل‌گيري ستارگان در کهکشان خود شروع کنيم. اين ضريب عجيب به ما کمک مي‌کند تا با درک تعداد ستارگاني که هر سال در کهکشان راه شيري متولد مي‌شوند، دريابيم که چه تعداد تمدن فضايي هر سال ممکن است متولد شوند. تئوري‌هاي موجود پيشنهاد مي‌کنند که اين عدد براي کهکشان راه شيري در حدود ۱۰ ستاره در سال است.
ضريب دوم در معادله بالا، fp، بيانگر درصدي از ستارگان مذکور است که داراي سياره هستند. بر اساس دانش فعلي ما، اين عدد چيزي حدود ۵۰ درصد است. براي تخمين ساير ضرايب معادله بالا، نيازي نيست تا اين حد از زمين دور شويم و کافي است تا نگاهي به منظومه شمسي خودمان داشته باشيم. ضريب ne بيانگر تعداد سياراتي است که مي‌توانند ميزبان حيات باشند. ضريب fl نيز بيانگر درصدي از اين سيارات است که حيات در روي آنها مي‌تواند شکل بگيرد. با نگاهي به منظومه شمسي مي‌توان گزينه‌هاي مختلفي را براي اين ضرايب پيدا کرد.
به طور آشکار، زمين مي‌تواند از حيات پشتيباني کند و احتمالا در گذشته مريخ نيز چنين حالتي داشته است. اين مطلب باعث مي‌شود که عدد ۲ را براي ضريب اول پيشنهاد کنيم، اما شايد لازم باشد که در تخمين خود قمرهاي خاص منظومه شمسي، اروپا در مشتري و تيتان در زحل را نيز در نظر بگيريم. اگرچه حياتي که در اين اقمار مي‌تواند شکل بگيرد ممکن است خيلي ابتدايي يا عجيب باشد، اما در نظر گرفتن آنها ما را به عدد ۴ براي ضريب ne مي‌رساند. درصدي از اين سيارات که حيات مي‌تواند روي آنها شکل بگيرد حداقل ۱ است، اما مي‌توان فرض کرد که اگر شرايط مناسب فراهم باشد، حيات در يک زمان نامعلوم و به يک شکل ناشناخته در همه آنها مي‌تواند تکامل يابد. پس ضريب fl را همان ۱۰۰ درصد در نظر مي‌گيريم.
پس از مقادير بالا، اکنون مي‌توان چند مقدار دقيق و قابل اعتماد را براي ضرايب نهايي معادله دريک در نظر گرفت. ضريب fi بيانگر درصدي از سيارات قابل سکونت است که حيات هوشمند در آنها تکامل يافته است. با توجه به اينکه در منظومه شمسي، ما تنها يک جا را سراغ داريم که چنين حيات هوشمندي روي آن شکل گرفته باشد، مي‌توان مقدار ۲۵ درصد را براي اين ضريب در نظر گرفت. به گفته بنياد ستي که مسوليت جستجوي حيات فرازميني را بر عهده دارد، fc بيانگر «درصدي از تمدن‌هاي فضايي است که به يک فناوري دست يافته‌اند که مي‌تواند نشانه‌هاي قابل رديابي از وجود آنها در فضا به جا بگذارد.» در نتيجه اين ضريب به مقدار ناچيز ۱ درصد کاهش مي‌يابد. در نهايت به ضريب L مي‌رسيم، مدت زماني که تمدن مورد نظر نشانه‌هاي قابل رديابي را در فضا پخش کرده است. اگر انسان را به عنوان نمونه در نظر بگيريم، دستيابي به چنين حدي از پيشرفت فناوري را مي‌توان در حدود ۱۰۰۰ سال تخمين زد.

موقعيت خورشيد در کهکشان راه شيري
اگر تمام اعدادي را که در بالا به آنها اشاره شد در معادله دريک قرار دهيم، به عدد تکان دهنده‌اي خواهيم رسيد: تعداد تمدن‌هاي موجود در کهکشان راه شيري که ما قادريم همين لحظه با آنها ارتباط برقرار کنيم تنها ۵۰ تمدن است! تخمين زده مي‌شود که در حدود ۴۰۰ ميليارد ستاره در کهکشان راه شيري وجود داشته باشد، اما از اين ميان تنها ۵۰ تمدن فضايي وجود دارد که ما مي‌توانيم با آنها ارتباط برقرار کنيم. کافي است تا نگاهي به مقياس پهناور کهکشان راه شيري بياندازيد که بيش از ۱۰۰ هزار سال نوري پهنا دارد. آنگاه در مي‌يابيد که شانس ما براي اينکه در يک فاصله مناسب براي برقراري ارتباط با ساير تمدن‌هاي فضايي باشيم، چقدر اندک است. مساله‌اي که خيلي نا اميدکننده به نظر مي‌رسد.

فرا زميني هاي هوشمند کجاي کهکشان راه شيري هستند؟
بتازگي مايکل گرت کارشناس نجومي گفته است که کهکشان راه شيري خانه ي بيش از ۳ هزار تمدن بيگانه است، اما فاصله بسيار زيادي که بين ما و اقوام کهکشانيمان وجود دارد شانس ملاقات با آنها را بسيار کم کرده است. به گفته ي وي: داده هاي جمع آوري شده توسط ناسا و ديگر آژانس هاي فضايي نشان مي دهد که زمين يکي از ۴۰ ميليارد سياره اي در کهکشان ما است که به طور بالقوه در منطقه ي قابل سکونت ستاره ي مادري اش قرار دارد و اين نکته را هم بايد در نظر داشت که هر ساله يک سياره قابل سکونت نيز شکل مي گيرد.
علاوه بر اين، کهکشان راه شيري به تنهايي مي‌تواند خانه‌ي بيش‌ از ۳۰۰۰ تمدن فرا زميني باشد اما فواصل بين سياره ‌ها به‌ قدري زياد است که عملا امکان تماس با آنها را فوق العاده کم کرده است. با اين حال، گرت گفت که با توجه به قطر کهکشان راه شيري که بيش از ۱۰۰ هزار سال نوري است، نور يا سيگنال با سرعت متوسط ۳۰۰ هزار کيلومتر در ثانيه براي رسيدن به نزديک‌ترين منظومه يعني آلفا قنطورس ۴ سال زمان لازم دارد و سفر از يک کهکشان به کهکشان ديگر نيز ۱۰۰ هزار سال به طول مي انجامد.
گرت ادامه داد: به طور متوسط ۱۰۰۰ سال نوري فاصله بين تمدنهاي کهکشان ما وجود دارد، اين فاصله بسيار زيادي است به علاوه که بايد براي رفت و برگشت اطلاعات فاصله اي دو برابر اين مقدار را در نظر گرفت بنابراين بايد حداقل چند هزار سال فرصت داشته باشيد تا بتوانيد با تمدنهاي ديگر صحبت کنيد. از سوي ديگر زماني که تمدن هوشمند در اين سيارات به وجود بيايد و شايد از بين بروند نيز براي ما ناشناخته است، به عنوان يک مثال در سياره زمين به محض اينکه شرايط مهيا شد، حيات شکل گرفت اما ساليان درازي طول کشيد تا زندگي هوشمند ايجاد شود. نمي خواهم منفي باف باشم اما يافتن سيگنالهاي SETI در کهکشان ما بسيار نادر هستند. ستي حدود ۶۰ سال است که براي يافتن نشانه‌هايي از حيات فرا زميني در تلاش است، اين بدان معنا نيست که ستاره شناسان بايد جستجو در اين زمينه را متوقف کنند بلکه کاملا برعکس، با جهش بزرگي که در تکنولوژي رخ داده و پيشرفت در ستاره‌شناسي راديويي و پردازش داده نسبت به گذشته امکان موفقيت و جستجوي سيگنال بيگانگان خيلي بيشتر شده است.
افراد بسياري نظير هاوکينگ بر اين عقيده اند که فرازميني ها تنها براي چپاول منابع انرژي زمين به سياره ما حمله خواهند کرد و وجود يا عدم وجود ما براي آنها اهميتي نخواهد داشت. وي معتقد است:” اگر موجودات فضايي، ما را ملاقات کنند به گمان من نتيجه چنين ملاقاتي بسيار مشابه اولين سفر کريستف کلمب به آمريکا خواهد بود. نتيجه اي که چندان به نفع بومي هاي آمريکا تمام نشد.” اگر موجودات فوق پيشرفته فضايي وجود داشته باشند، چه دليلي وجود دارد که آنها تمدني غارتگر باشند، ما فقط نسبت به تصور نيمه متمدن خود به اين موضوع نگاه مي کنيم، با اين حال افراد بسياري نيز معتقدند که فرازميني ها ممکن است بسيار بشر دوست باشند.

آيا بيگانگان فضايي از زمين بازديد کرده اند؟
برخي افراد ادعا مي کنند که فرا زمينيان به شکل يوفو (UFO) اشياي پرنده ناشناخته از قبل از زمين ديدار کرده اند. معمولا وقتي دانشمندان درباره يوفوها چيزي مي شنوند سري تکان مي دهند و به دليل فواصل بسيار زياد ستارگان، امکان پذيري آن را رد مي کنند. ولي بدون توجه به واکنش دانشمندان، سال هاست که در مورد يوفوها کمابيش هميشه خبري هست. بيش تر گزارش هاي يوفو را مي توان در ارزيابي دقيق به علت يکي از موارد زير کنار گذاشت:
۱- سياره ناهيد: که پس از ماه درخشانترين شي در آسمان شب است. اگر با خودرو در حال حرکت باشيم، چنين به نظر مي رسد که اين سياره، بدليل فاصله ي بسيار از زمين ، دارد ما را دنبال مي کند و اين توهم را مي سازد که گويي کسي مشغول هدايت آن است، درست به همان شيوه اي که انگار ماه را دنبال مي کند. ما تا حدي با مقايسه ي اشياي متحرک با پيرامونشان، به ارزيابي فاصله مي پردازيم. چون ماه و ناهيد بسيار دورند و چيزي براي مقايسه در اطرافشان نيست، نسبت به پيرامون ما جا به جا نمي شوند و در نتيجه اين خطاي ديد پيش مي آيد که دارند ما را دنبال مي کنند.
۲- گاز مرداب: در طي وارونگي دما بر روي ناحيه اي مردابي، اين گاز بر روي زمين در جا شناور مي ماند و مي تواند اندکي فروزنده شود. نکه هايي کوچک تر از گاز ممکن است از بخش اصلي جدا شوند، و چنين بنمايد که سفينه هاي گشتي در حال ترک « سفينه ي مادري » هستند.
۳-شهاب سنگ ها: رگه هاي درخشاني از نور مي توانند در عرض چند ثانيه سر تا سر آسمان شب را بپيمايند و توهم سفينه اي خلبان دار را بسازند. آنها مي توانند متلاشي نيز شوند، که دوباره همان توهم جدا شدن از شفينه هاي گشتي از سفينه ي مادر را ايجاد مي کند.
۴- بي هنجاري هاي جوي: انواع و اقسام طوفان هاي تندري و رويدادهاي عجيب جوي که مي توانند به شيوه هاي غريب آسمان را روشن کنند. منجر به توهم يوفوها مي شوند.

در سده هاي بيستم و بيست و يکم پديده هاي زير نيز شايد به مشاهدات يوفو دامن زده باشد:
۱-پژواک هاي رادار: موج هاي رادار مي توانند از روي کوه ها بازگردند و پژواک هاي بسازند، که مي توانند منجر به ايجاد نشان هايي بر روي مانيتورهاي رادار شوند. بر روي مانيتورهاي رادار حتي چنين به نظر مي رسد که چنين موج هايي دارند با سرعت بسيار پرواز مي کنندو مانور مي دهند، چون آنها پژواک اند.
۲- بالون هاي هواشناسي و پژوهشي: ارتش در گزارشي جنجالي ادعا مي کند که شايعه ي مشهور سقوط فضايان در سال ۱۹۴۷ در رازول نيومکزيکو ناشي از بالوني معيوب در « پروژه ي سلطان » بوده است، پروژه اي فوق محرمانه براي نظارت بر سطوح نتابش در جو در صورت وقع جنگ هسته اي.
۳- هواپيما: هواپيماهاي تجاري يا نظامي بعنوان عامل گزارش هاي يوفو شناخته شده هستند. خصوصا اين در مورد پروازهاي هواپيماهاي آزمايشي پيشرفته مانند بمب افکن هاي رادار گريز صحت دارد. ( ارتش آمريکا عملا به داستان هاي بشقاب پرنده دامن مي زند تا اذهان را از پروژه هاي بسيار سري خود منحرف کند.)
۴- نيرنگ هاي عمدي: برخي از مشهورترين تصاوير ادعايي از بشقاب پرنده، نيرنگي بيش نيستند. يک تصوير مشهور از بشقاب پرنده که پنجره ها و ارابه هاي فرود را نشان مي دهد، تنها يک بذردان دست کاري شده است. دست کم ۹۵ درصد مشاهدات را مي توان بعنوان يکي از موارد بالا کنار گذاشت. اما در مورد چند درصد باقيمانده از موارد توضيح داده نشده کماکان پرسش دست نخورده مي ماند.

فضايي ها چه شکلي هستند؟
اکثر مردم با شنيدن اين عناوين يکي از حالات زير را در ذهن خود مجسم مي کنند: موجودي سبز رنگ و لزج! که با چشمان درشت سياه خود به آن ها خيره شده است، موجودي خاکستري، قد بلند و لاغراندام که با انگشتان کشيده و باريک خود به سمت آن ها اشاره مي کند، رباتي کاملا مکانيکي که با اشعه قرمز رنگ خود مشغول اسکن کردن بدن آن هاست!
برخلاف تمام اخباري که تا به حال ممکن است با آنها مواجه شده باشيد بايد بگويم که تا اين لحظه هيج مدرکي مبني بر وجود موجودات فضايي اين چنيني وجود ندارد. همان طور که مشخص است ديد مردم نسبت به اين موضوع کاملا نشات گرفته از موارديست که منابع محيطي، علي الخصوص سينما به آنها القا مي کند. براي مثال تمام سه حالت بالا شخصيت هايي هستند که در فيلم هاي علمي_تخيلي به عنوان موجودات فرا زميني براي ما به نمايش در آمده اند. به نظر نمي رسد ذهنيتي هم که شما از يک فرازميني داشته باشيد خارج از سه حالت بالا باشد. اگر در تمام فيلم هاي اين چنيني يک موجود فضايي را شي اي کروي و نارنجي نشان مي دادند يقينا تصور امروز شما نسبت به اين قضيه با سه حالت بالا تفاوت داشت!
اگر فرض کنيم که فرازميني ها واقعا وجود دارند در اين صورت يک موجود فضايي مي تواند هر شکلي داشته باشد. از يک باکتري يا موجود تک سلولي گرفته تا يک موجود هوشمند به همراه تمدني فراتر از تمدن امروزي بشر. دانشمندان با آزمودن چگونگي تکامل يافتن حيات بر روي زمين، به اين تنيجه رسيده اند که حيات هوشمند به احتمال زياد نياز دارد به ۱- نوعي ديدگاني يا مکانيسم حسي براي اکتشاف محيط پيراموني ۲- نوعي انگشت شست براي گرفتن- مي تواند شامل بازو يا پنجه هم باشد ۳ – نوعي سيستم ارتباطي، مانند حرف زدن. اين سه ويژگي براي حس کردن محيط پيراموني و سرانجام دست کاري آن لازم اند- هر دوي اينها نشانه هاي هوشمندي هستند. ولي وراي اين سه هر چيز ديگري ممکن است که شکل بگيرد.

فيزيک تمدن هاي پيشرفته چگونه مي تواند باشد؟
از فيزيک مي توانيم براي ترسيم طرحي از تمدن هاي پيشرفته ي ممکن در فضا استفاده کنيم. اگر ما به برخاستن تمدن خودمان در هزاران سال گذشته نگاهي بيندازيم، از هنگام سربرآوردن انسان هاي مدرن از آفريقا، مي توان آن را از ديدگاه افزايش انرژي مورد بررسي قرار داد. اختر فيزيکدان ها حدس زده اند که مراحل توسعه يافتن تمدن هاي فرا زميني را نيز مي توان بر حسب مصرف انرژي رده بندي کرد:
تمدن نوع ۱ : گذار از تمدن نوع صفر به نوع يک بسيار خطرناک است. زيرا ما هنوز وحشيگري ناشي از دوره جنگل را با خود همراه داريم. از برخي جهات پيشرفت تمدن ما در حقيقت مسابقه با زمان است. از يک طرف حرکت بسوي تمدن نوع يک ممکن است به ما نويد دوره اي بي مانند از شکوفايي و صلح را بدهد. از طرف ديگر، نيروهاي آنتروپي ممکن است منجر به نابودي ما شود. شايد در فضا تمدن هاي پيشرفته فراواني وجود داشته باشد اما آنها علاقه کمي به جامعه ابتدايي نوع ۰٫۷ ما نشان مي دهند. شايد آنها به دليل جنگ و دستيابي به تمدن نوع يک از بين رفته و مرده اند.
به طور کلي تمدن نوع ۱، تمدني است که از انرژي ستاره اي استفاده مي کند. مصرف انرژي اين نوع تمدن را مي توان به دقت اندازه گيري کرد: بنا به تعريف ، آنها قادرند تمام انرژي دريافتي از ستاره خود، خود يعني ۱۶^۱۰ وات ، را مورد استفاده قرار دهند. با استفاده از اين انرژي ستاره اي احتمالا قادرند وضعيت آب و هوا را کنترل کرده، بهبود بخشيده، مسير حرکت توفان ها را تغيير داده يا شهرهايي را بر روي اقيانوس بنا کنند. بنابراين چنين تمدني بر سياره خود تسلط يافته و تمدني سياره اي ايجاد خواهند کرد.
وقتي تمدني به وضعيت نوع ۱ دست يابد، بعيد است که سريعا به ستارگان تسلط پيدا کند، احتمالا چنين تمدني براي قرن ها در سياره خانه باقي مي ماند، تا زمان کافي داشته باشد تا از ملي گرايي، بنياد گرايي، نژاد پرستي و فرقه گرايي باقي مانده از گذشته خلاصي يابد. نويسنده هاي علمي تخيلي بارها و بارها، بدون اشاره به سختي هاي سفر و مهاجرت ها فضايي به داستانسرايي پرداخته اند.
تمدن نوع ۲: اين تمدن انرژي سياره اي را بطور کامل مصرف کرده و انرژي ستاره کاملي را، تقريبا در حدود ۲۶^۱۰ وات را در کنترل خود در آورده است. آنها قادرند تمام انرژي خارج شده از ستاره خود را مصرف کنند. همچنين ممکن است بتوانند با تحت کنترل در آوردن شعله هاي خورشيدي، ستارگان ديگر را نيز مشتعل کنند. تمدن نوع ۲ که قادر به برداشت انرژي يک ستاره کامل است، بايد شبيه اتحاديه سيارات پيشتازان فضا باشد، البته بدون ماشين وارپ.. آنها بخش کوچکي از کهکشان راه شيري را تحت تسلط خود در آورده و مي توانند ستارگان را شعله ور سازند. به اين ترتيب در وضعيت تمدن نوع ۲ قرار مي گيرند.
فريمن ديسون اينگونه تصور کرده است که تمدن نوع ۲ براي استفاده کامل انرژي خروجي خورشيد، مي تواند کره اي عظيم به دور خورشيد بسازد تا پرتوهاي آن را بطور کامل جذب کند. بعنوان مثال اين تمدن ممکن است سياره اي در ابعاد مشتري ساخته و جرم آن را در کره اي دور خورشيد توزيع کند. براساس قانون دوم ترموديناميک، کره در نهايت گرم شده و از خود تابش فرو سرخ معيني گسيل خواهد کرد که در فضا قابل رويت است. جان جاگاکو، از انيستيوي تحقيقات تمدن در ژاپن ، و همکارانش آسمانها را تا فاصله ۸۰ سال نوري جستجو کرده اند تا چنين تمدن هايي را بيابند و تاکنون هيچ شاهدي دليل بر وجود اين تابش هاي فرو سرخ نيافته اند ( بخاطر داشته باشيد که عرض کهکشان ما صد هزار سال نوري است. )
تمدن نوع ۲، ممکن است برخي از سيارات منظومه شمسي خود را تحت تسلط در آورده و حتي سفرهاي بين ستاره اي را شروع کرده باشد. به دليل منابع گسترده اي که در دسترس تمدن نوع ۲ قرار دارد، احتمال دارد که آنها بتوانند شکل هاي عجيبي از نيروي محرکه مثل پيشرانه ضد ماده/ ماده براي سفينه هاي فضايي خود تهيه کنند. تا سفرهاي نزديک به سرعت نور را امکان پذير سازند. در اصل اين شکل از انرژي بازده صد درصد دارد. اين نيز از نظر آزمايشگاهي امکان پذير است ولي براي تمدن نوع ۱ بسيار پر هزينه و گران قيمت است.
تمدن نوع ۳ : اين تمدن انرژي کامل منظومه شمسي را به اتمام رسانده و بخش هاي بزرگي از کهکشان را تحت کنترل خود در آورده است. چنين تمدني قادر است انرژي ۱۰ ميليارد ستاره، يعني در حدود ۳۶^۱۰ وات، را مورد استفاده قرار دهد. زماني که جامعه به تمدن نوع سوم دست مي يابد، به انرژي هاي خارق العاده اي مي انديشد که در آن فضا و زمان، ناپايدار مي شوند. مي دانيد در انرژي پلانک اثرات کوانتمي حاکمند و فضا-زمان مملو از حباب ها و کرمچاله هاي کوچک است. به دليل اينکه ما از ديدگاه تمدن نوع ۰٫۷ به مساله انرژي مي نگريم، در حال حاضر انرژي پلانک بسيار فراتر از دسترس ماست. در حاليکه تمدن نوع ۳، به انرژي هايي دسترسي پيدا ميکنند که برابر با ۱۰ ميليارد ۱۰ ميليارد برابر انرژي هايي هستند که امروزه بر روي کره زمين يافت مي شوند.
ستاره شناسي به نام يان کرافورد، از کالج دانشگاهي لندن، در مورد تمدن نوع ۳ اينگونه مي نويسد: اگر يک مجتمع مهاجر نشين معمولي فضايي را در فاصله ۱۰ سال نوري از زمين در نظر بگيريم و بعلاوه سفينه اي با سرعت ده درصد سرعت نور در اختيار داشته باشيم، همچنين اگر دوره زماني بين تاسيس مجتمع و توسعه و ارسال مجتمع هاي مهاجر نشين جديد از آن برابر ۴۰۰ سال باشد، آنگاه جبهه موج ايجاد چنين مجتمع هاي مهاجر نشيني با سرعت ميانگين ۰٫۰۲ سال نوري در سال توسعه خواهد يافت. از آنجا که عرض کهکشان برابر با صد هزار سال نوري است، تسلط کامل بر آن بيش از ۵ ميليون سال طول نخواهد کشيد. اگر چه از نظر انسان اين زمان بسيار طولاني است ولي اين تنها ۰.۰۵ عمر کهکشان است . يکي از مهمترين نگراني هاي اين تمدن، راه اندازي سيستم مخابراتي و ارتباطي است که بتواند کل کهکشان را به هم ارتباط دهد. اين مساله کاملا به اينکه انسان هاي ساکن در يک جامعه داراي تمدن نوع ۳ به گونه اي ( مثلا از طريق کرمچاله ) بتوانند به فناوري سريع تر از سرعت نور دست يابند وابسته است.
تمدن نوع ۴: در صورت وجود چنين نوع از تمدني در آينده هاي بسيار دور، منبع انرژي آن نيز ميتواند فراکهکشاني باشد؛ مثل انرژي تاريک که ۷۳ درصد محتويات ماده/ انرژي جهان ما را تشکيل مي دهد. اگرچه اين انرژي به طور بالقوه ذخيره اي هنگفت و تاکنون بزرگترين منبع انرژي جهان محسوب مي شود، با اين حال اين ميدان ضدگرانش در تمام فضاي جهان گسترده شده و بنابراين در هر نقطه از فضا بسيار ضعيف است.
نيکولا تسلا، نابغه الکتريسيته و رقيب اديسون، يادداشت هاي بسيار زيادي در مورد برداشت انرژي خلاء نگاشته است. او عقيده داشت خلاء ذخاير هنگفتي از انرژي را در خود پنهان کرده است. به عقيده او اگر ما بتوانيم به نوعي از اين انرژي نهفته بهره برداري کنيم، تغييرات اساسي در جامعه انساني ايجاد شده خواهد شد. لازم به ذکر است که استخراج اين انرژي شگفت آور شديداً مشکل است. جستجوي طلا در اقيانوس ها را تصور کنيد! . احتمالا نسبت به تمام طلاهاي موجود در فورت ناکس و ديگر خزانه هاي جهان، طلاي بيشتري در اقيانوس ها پراکنده شده است. با اين حال هزينه استخراج طلا در پنين پهنه وسيعي عاملي بازدارنده محسوب مي شود. بنابراين طلاي مدفون در اعماق اقيانوس ها هرگز استخراج نشده است.
به طور مشابه، انرژي پنهان تاريک، از محتواي کل انرژي ستارگان و کهکشانها بيشتر است. با اين حال اين انرژي در ميلياردها سال نوري پراکنده شده و جمع آوري آن مشکل است. اما از نظر قوانين فيزيک هنوز ميتوان تصور کرد تمدن نوع ۳، که انرژي ستارگان را در کهکشان مصرف کرده است، ممکن است به نوعي سعي در بهره برداري از اين انرژي کرده تا به تمدن نوع بالاتر خود يعني ۴ دست يابد.

با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: آخرين خبر

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار