تبلیغات

استادي که خود را وقف مدرسه علميه  اش کرد

استادي که خود را وقف مدرسه علميه  اش کرد

خراسان/امروز نهمين سالروز درگذشت حضرت آيت ا... احمد مجتهدي تهراني است؛ استاد اخلاق سال هاي نه چندان دور. مردي که گفتار هاي کوتاه اخلاقي اش اگرچه ساده ولي شيرين و دوست داشتني بود و عميقاً به دل مي نشست. با هم نگاهي داريم به سبک زندگي و فعاليت هاي ايشان:

در مسير رشد
در سال 1302 به دنيا پا گذاشت. هرچند پدرش اوايل، مخالف طلبگي او بود ولي روح جست وجوگر او اين را قبول نکرد. در سال هايي که روحاني شدن دشواري زيادي داشت، در اين مسير گام گذاشت. در سال 1336 بود که به مسجد محله بازارچه نايب السلطنه تهران (نايب الامام الان) وارد شد و تصميم گرفت آن را احيا کند. مسجدي قديمي که حتي فاقد فرش و زيلو بود و تنها در قسمت شبستانش حصير هايي کهنه و قديمي وجود داشت که برخي شايعه کرده بودند زير آن مار خوابيده است و اين هم علتي مي شد که مردم استقبالي به مسجد نشان ندهند. مسجد موقوفه اي نداشت و به تبع آن درآمدي هم وجود نداشت که اين امر فعاليت در آن را مشکل تر مي کرد اما اين روحاني جوان که مردم محله رفته رفته فهميدند که از شاگردان مرحوم حاج محمدحسين زاهد تهراني و مرحوم حضرت آيت ا... العظمي حاج سيداحمد خوانساري است و مورد توجه آن ها بوده، عزم خود را جزم کرده بود. مسجد بايد احيا مي شد و جوانان در آن تربيت مي شدند.

تلاش براي هدف
در يک مدت کوتاه همه اهل محل از پير و جوان، زن و مرد، عامي و تحصيلکرده، شيفته علايق و رفتار و گفتار و منش متواضعانه او شدند. مسجد مترو که در مدت زماني کوتاه به کانون گرم و پر از مهر و محبت اهالي محل تبديل شد. حصير ها و بوريا ها به زودي به زيلو هاي نو و زيبا تبديل شد و در يکي از شب هاي قدر ماه مبارک رمضان به اندازه کافي پول جمع شد تا يک قطعه فرش سه در چهار براي جلوي محراب تهيه شود. حلقه هاي درس حوزوي شروع شد، اما حضرت ايشان بيش از صرف و نحو و معالم و معاني بيان، به تقوا و اخلاص توجه داشت. ايشان تأکيد مي کردند: همه اين ها مقدمه اي است براي آدم شدن، يا به قول خودشان «ملاشدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل» تعداد شرکت کنندگان در حلقه هاي درس، هر روز بيشتر و بيشتر مي شد و بعد ها سالن متروکه اي که در کنار شبستان بود به آن اضافه شد. علاوه بر کساني که پس از کارشان، شب ها براي درس و بحث به مسجد مي آمدند تعدادي طلبه تمام وقت هم به آنجا آمدند. قسمت شرق مسجد براي طلاب کتابخانه و حجره ساختند و مسجد به حوزه علميه و مدرسه تبديل شد. مسجدي که زماني بيشتر از 20 نفر در آن حضور نمي يافتند، حالا چند هزار نفر در خود مي بيند. مردمي که سعي مي کنند در مسير آدم شدن قدم بردارند و اين مرهون زحمات کسي است که به خدا و کارش ايمان داشت.

برنامه اصلاح اخلاقي
فضاي اجتماعي و اخلاقي جامعه در دهه 30 و 40 شمسي، براي جوانان بسيار نامناسب بود و در اين اوضاع، آيت ا... مجتهدي با کوله باري از علم و تقوا و توکل به خداوند متعال، مسجد حاج ملامحمدجعفر (حوزه علميه آيت ا... مجتهدي کنوني) را به عنوان پايگاه خويش انتخاب کرد. عبدالحسين معزي از شاگردان ايشان، 2 برنامه اصلي ايشان را در آن روز ها، اين گونه توضيح داده است:
1- تربيت طلاب جوان: در آغاز تا چند سال روز ها در مسجد حاج سيد عزيزا... بازار تهران در حجره اي که در طبقه فوقاني آن مسجد بود به طلاب جواني که چند نفري بيش نبودند درس هاي مقدماتي حوزوي مي آموخت. آيت ا... مجتهدي بسيار تيزبين بود و از هوش سرشاري برخوردار بود. تعبيري داشت که همواره آن را با لبخند ياد مي کرد و مي گفت: با يک نظر تشخيص مي دهم که کدام جوان مي تواند براي طلبگي و در آينده روحاني شدن مفيد باشد؛ لذا با نگاه تيز خود جوانان حلقه درس را زير نظر مي گرفت و در فرصت هاي مختلف با آن جوان گفت وگو مي کرد و او را براي طلبه شدن آماده مي ساخت و در دل برخي از آن ها شور و شوق درس خواندن و طلبه شدن آن چنان پديد مي آمد که برخي شغل و کار خويش را رها کرده و طلبگي پيشه مي کردند و گاه با پدر آن جوانان تماس مي گرفت و با سخنان گرم و گيراي خود که از باور عميق او حکايت مي کرد از آنان مي خواست که به فرزند خويش توصيه کنند که طلبه شود و به کسوت روحانيت درآيد.
2- تربيت عموم مردم: شب ها در مسجد پس از برگزاري نماز جماعت و بيان چند مسئله فقهي، اعتقادي و اخلاقي، حلقه هاي دروس مقدماتي حوزوي را تشکيل مي داد. هر گروه دور يک معلم (که همان طلبه هايي بودند که در روز نزد آقاي مجتهدي درس خوانده بودند) حلقه مي زدند و درس مي خواندند. تقريبا تمام جمعيت را جوانان تشکيل مي دادند و مسجد و حلقه هاي درس بسيار چشمگير، پرشور و شوق و روحاني بود. شب هاي دوشنبه آقاي مجتهدي پس از نماز تفسير ساده اي از قرآن مي گفت و به تجزيه و ترکيب آيات تلاوت شده مي پرداخت. در اين درس همه شاگردان با سطوح مختلفي که داشتند شرکت مي کردند و از هرکس به فراخور سطح درسي اش سوالي مي پرسيد. آقاي مجتهدي دائما در مسجد در حرکت بود و بر سر حلقه هاي درس حاضر مي شد و وضعيت آن حلقه را بررسي مي کرد. يادآوري هاي لازم را براي معلم و شاگرد که همواره همراه با خنده و مزاح بود به آنان ارائه مي کرد. آيت ا... مجتهدي به مفهوم اين آيه شريفه بسيار باور مند بود که «کلمه پاک که مانند درختي پاک است ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است و ميوه اش را هر دم به اذن پروردگارش مي دهد.» اين عالم رباني سختکوش و اين معلم و مربي دلسوز که همواره با رفتار زاهدانه خويش که از مربي سترگش مرحوم حاج شيخ محمدحسين زاهد آموخته بود، شاگرداني را تربيت کرد که هيچ گاه آنان خلق و خو و سلوک استاد خويش مرحوم آيت ا... مجتهدي را از ياد نخواهند برد.

پاياني بر يک آغاز
آيت ا... مجتهدي 9 سال پيش در چنين روزي دعوت حق را لبيک گفت و سفر ابدي خود را آغاز کرد. قبل از آن وصيت نامه اي از خود به يادگار گذاشت که نشان دهنده تمام تمرکز او بر هدف والايي است که در سنين جواني انتخاب کرده بود. فراز هايي از وصيت نامه ايشان را مي خوانيم:
«هفته اول فوت به خصوص شب و روز نماز مسجد و اداره کلاس عمومي، به کمک آقاي نصيري و مدرسين اداره شود و بعد از يک هفته هر که را صلاح مي دانند براي نماز صبح، نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا تعيين فرمايند و شهريه مدرسه توسط آقاي خودکار اداره شود و رسيد ها که نزد حقير است اعلان کنند که صاحبش مراجعه کنند و بگيرند ان شاءا... خداوند و حضرت مهدي(عج) نمي گذارند مدرسه براي شهريه لنگ شود. از طلاب مدرسه حلاليت مي طلبم، آقايان مدرسين ان شاءا... با جديت تمام به درس ها مشغول باشند و مقبره حقير در خود مدرسه است... ضمناً کتاب هاي حقير توسط جناب آقاي حبيبي به طلاب داده شود که استفاده نمايند.»

منابع: همشهري آنلاين و خبرگزاري فارس


با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: خراسان

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.