تبلیغات

يادبود کيارستمي در جشنواره فيلم بوستون همزمان با اکران فيلم «طعم گيلاس»

يادبود کيارستمي در جشنواره فيلم بوستون همزمان با اکران فيلم «طعم گيلاس»

اعتماد/ سال ٢٠١٦ بسياري از هنرمندان خارق‌العاده و صاحب سبک از دنيا رفتند؛ عباس کيارستمي يکي از بزرگ‌ترين مولفان سينما نيز چهاردهم تير چشم از دنيا فروبست. جشنواره بوستون در برنامه‌اي که به سينماي ايران مي‌پردازد با نمايش دو فيلم ياد و خاطره اين هنرمند ايراني را گرامي خواهد داشت. اين جشنواره که از ١٨ تا ٢٩ ژانويه در موزه هنرهاي معاصر هيوستون شهر بوستون برگزار مي‌شود، فيلم «طعم گيلاس» (١٣٧٦) يکي از شاهکارهاي اين فيلمساز را در دو نوبت اکران مي‌کند.
همچنين فيلم مستند «٧٦ دقيقه و ١٥ ثانيه با عباس کيارستمي» (١٣٩٥) ساخته سيف‌الله صمديان، همکار و دوست صميمي کيارستمي در اين جشنواره روي پرده مي‌رود. پس از مرگ عباس کيارستمي، هفتادو سومين جشنواره فيلم ونيز از صمديان درخواست کرد برنامه‌اي تکميلي براي يادبود اين سينماگر ترتيب دهد و مستند صمديان «٧٦ دقيقه و ١٥ ثانيه با عباس کيارستمي» به مجموعه‌اي از لحظاتي صميمي با کيارستمي تبديل شد که پرتره‌اي دوستانه از او را به نمايش مي‌گذارد. اين مستند علاوه بر جشنواره ونيز در جشنواره بوسان و رويدادهاي هنري ديگر نيز نمايش داده شده است.
آخرين فيلم بلند اصغر فرهادي «فروشنده» و فيلم «اژدها وارد مي‌شود» ساخته ماني حقيقي در اين جشنواره به نمايش درخواهد آمد. پيتر کئوگ، خبرنگار و منتقد نشريه بوستون گزارشي کوتاه درباره اين سه فيلم، شباهت آخرين ساخته فرهادي با سينماي آينه‌‌ مانند کيارستمي نوشته است.
کيارستمي طي فعاليت حرفه‌اي خود محبوب منتقدان و مخاطبان سراسر جهان شد. فيلم «طعم گيلاس» او جايزه نخل طلاي جشنواره بين‌المللي فيلم کن ١٩٩٧ را براي اين کارگردان به ارمغان آورد. اين فيلم گزارش ميني‌ماليستي از جست‌وجوي مردي براي يافتن کسي است که او را پس از خودکشي دفن کند. کئوگ در توصيف نگاه کيارستمي به زندگي و فلسفه وجودي در فيلم «طعم گيلاس» مي‌نويسد: «گرچه عباس کيارستمي در آثاري همچون «کلوزآپ» (١٩٩٠)، و «کپي برابر اصل» (٢٠١٠) سينماي «جعبه آينه‌دار فيلم در فيلم» را به تصوير کشيد و به همين خاطر به شهرت رسيد اما در «طعم گيلاس» صريح و بي‌پرده سراغ هسته وجودي سينما و هستي مي‌رود. در اين فيلم، کيارستمي نقل‌قولي را که آلبر کامو در مقاله «افسانه سيزيف» بيان مي‌کند، به زيبايي به تصوير مي‌کشد. کامو مي‌گويد: «خودکشي، جدي‌ترين مشکل فلسفي است. » کشتن خود يعني پوچي، بي‌معنايي و بدخواهي پايان‌ناپذير دنيا يا خود را نپذيرفتن. به عبارت ديگر، مساله خودکشي، تعبير دراماتيکي از مساله معنا و ارزش زندگي است: آيا زندگي آدمي هيچ معنايي دارد؟»
کئوگ در ادامه مي‌نويسد: «همين مشکل فلسفي است که ذهن و روان آقاي بديعي، قهرمان داستان «طعم گيلاس» را به خود مشغول کرده است؛ بديعي با لندرور خود در خيابان‌هاي تهران پرسه مي‌زند. او در فکر خودکشي است و مي‌خواهد پس از مرگش کسي روي جسد او خاک بريزد. همانند نمايشنامه «آدميزاد»، آقاي بديعي ماموريت خود را با سوار کردن مسافران که اتفاقي سر راه او قرار گرفتند و مايه‌هاي تمثيلي دارند، پي مي‌گيرد؛ او به اين مسافران يعني سرباز کرد، طلبه افغان و کارگر موزه پيشنهاد دستمزد نيز مي‌دهد.
«برخي سعي دارند با حرف‌هايشان آقاي بديعي را از اين کار منصرف کنند. اما بهترين حرف‌ها را مسافري مي‌زند که خود او هم يک بار دست به خودکشي زده است تا اينکه طعم گيلاس را به خاطر مي‌آورد و متوجه مي‌شود ارزش زندگي را نمي‌توان در کلمات گنجاند.»
اين منتقد درباره فيلم‌هاي بعدي کيارستمي از جمله «کپي برابر اصل» مي‌نويسد: «در اين فيلم او سراغ رابطه پيچيده زن و مرد مي‌رود و به کشف سوژه در سبک مرسوم و انعکاسي خود مي‌پردازد. » کئوگ شباهت هفتمين ساخته فرهادي را با اين فيلم برمي‌شمرد و مي‌نويسد: «فرهادي سعي داشته چيزي شبيه به اين را در «فروشنده» به تصوير بکشد؛ داستاني که در آن عماد و رعنا، زوج بازيگر شخصيت‌هاي ويلي لومان و همسرش ليندا در نمايشي از «مرگ فروشنده» اثر آرتور ميلر را بازي مي‌کنند. وقتي بر اثر ساخت‌وساز در ساختمان همجوار خود مجبور به نقل‌مکان به آپارتمان ديگري مي‌شوند و زندگي زن ديگري براي رعنا رقم مي‌خورد، دو بازيگر شخصيت‌هاي نمايش را در صحنه زندگي خود بازي نمي‌کنند. درست همانند کيارستمي و فيلم‌هاي فيلم در فيلمش، فرهادي ناخودآگاه قصه يک نمايش را با يک فيلم درهم‌آميخته است و همانند «جدايي نادر از سيمين»، اين‌بار هم تعليق رازآميزي را طرح‌ريزي کرده و در عين حال با دقت تمام به کشف پويايي رابطه‌اي از هم‌پاشيده مي‌پردازد که نقش‌هاي جنسيتي جامعه ايراني را انعکاس مي‌دهد. »
کئوگ درباره «اژدها وارد مي‌شود» مي‌نويسد: «معمايي واقعي که ماني حقيقي آن را با معماهاي پايان‌ناپذير سوررئال به نمايش مي‌گذارد. گرچه فيلم قراردادهاي فيلم مستند را دنبال مي‌کند اما پاياني شبيه به فيلم «خط آبي باريک» (١٩٨٨) ساخته ارول موريس دارد که گويي آندرو خودروفسکي آن را دوباره روي پرده آورده است. »



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: اعتماد

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.