تبلیغات

10 پله تا داشتن کودکي زبانزد فاميل

10 پله تا داشتن کودکي زبانزد فاميل

وب سايت چطور/ حتما خلاقيت براي شما هم جزو موضوعات مهم است و صد البته که دل‌تان مي‌خواهد فرزندان‌تان هم جزو بچه‌هايي باشند که ذهن خلاقي دارند و همين تمايل شما اهميت اين موضوع را صدبرابر مي‌کند. حالا حتما اين سؤال براي‌تان پيش مي‌آيد که ما چقدر مي‌توانيم در اين خلاقيت دخيل باشيم و اصلا چگونه کودکي خلاق داشته باشيم‌‌‌‌‌‌‌؟ بايد در پاسخ اين سؤال بگويم که شما به عنوان پدر و مادر (يا مربي و پرستار) براي اطمينان از خلاقيت کودک‌تان و البته حفظ و پرورش اين خلاقيت، کارهاي زيادي مي‌توانيد انجام بدهيد.
تحقيقات نشان مي‌دهند که مهارت‌ها با بالاتر رفتن سن، رشد مي‌کنند. با گذشت زمان و رشد کودک، تصور او اين است که توانايي‌هايش تغييري نکرده است؛ بنابراين اين شما هستيد که بايد او را تشويق کنيد تا بيشتر و بهتر از ذهنش استفاده کند. اين باعث مي‌شود اعتماد به نفس کودک بالا برود و سعي کند تفکر خلاقانه‌تري نسبت به قبل داشته باشد. به اين ترتيب احتمال دارد که بتوانيد کودکان خلاق و ماهر پرورش بدهيد.
در اين مقاله ۱۰ پيشهاد به شما ارائه مي‌دهيم تا ببينيد که چگونه کودکي خلاق داشته باشيم.

۱. سؤالاتش را با سؤال پاسخ بدهيد
تربيت فرزندان معمولا موضوعي بحث برانگيز است. کودکان معمولا زياد سؤال مي‌پرسند و ما پدر و مادرها هم معمولا ترجيح مي‌دهيم يک جواب سرراست بدهيم و خلاص! مثلا کودک‌تان مي‌پرسد: «بي‌مُهرگان يعني چي؟» وقتي اين سؤال را مي‌پرسد که تلويزيون دارد يک مستند حيات وحش نشان مي‌دهد. من و شماي پدر و مادر قاعدتا اين جواب را مي‌دهيم: «بي‌مهرگان به حيواناتي مي‌گويند که ستون فقرات ندارند». هيچ اشکالي هم ندارد؛ يک سؤال پرسيده شد و يک جواب درست داده شد. شما در واقع اطلاعاتي را که فرزندتان به دنبالش بود، در اختيارش قرار داده‌ايد. خيلي هم خوب! اما نظرتان چيست به‌جاي جواب، از او بپرسيد: «خودت فکر مي‌کني بي‌مهرگان يعني چي؟» بگذاريد يک جور ديگر نگاه کنيم؛ فرزند شما مشغول ديدن يک مستند تلويزيوني درباره‌ي حيوانات است و بي‌نهايت مفهوم در ذهنش شکل مي‌گيرد. ذهن او اين قدرت را دارد که اين مفاهيم را کنار هم بگذارد و براي پيداکردن يک پاسخ خوب ريسک کند. در واقع چون کودک‌تان مي‌خواهد حتما جواب سؤال شما را بدهد، اين کار را انجام مي‌دهد؛ چون تأييد گرفتن از شما برايش مهم است. حالا اگر جواب درست را داد تشويقش کنيد و از او بپرسيد: «جواب درست رو چطور پيدا کردي؟» اگر هم اشتباه جواب داد باز هم تشويقش کنيد و از او بخواهيد توضيح بدهد چرا فکر مي‌کند جواب سؤالش اين است؟ تحسينش کنيد و به توضيحاتش درباره‌ي افکارش گوش بدهيد. البته حالت ديگري هم وجود دارد؛ اگر درباره‌ي جواب درست مطمئن نبوديد، پيشنهاد بعدي ما را حتما بخوانيد. کودک‌تان را تشويق کنيد تا مي‌تواند اطلاعات کسب کند و با مقايسه‌ي اطلاعات و استنباط، به يک راه‌حل خلاقانه برسد. سعي کنيد اين روش را در کودک‌تان به يک عادت تبديل کنيد.

۲. براي جواب دادن به سؤالاتش هم‌فکري کنيد
همين‌طور که فرزند شما بزرگ‌تر مي‌شود، سؤالاتش هم پيچيده‌تر خواهند شد و شما به خيلي از سؤالات نمي‌توانيد پاسخ بدهيد؛ اما به‌عنوان پدر و مادر گاهي احتياج داريد که نگذاريد کودک‌تان بفهمد جواب سؤالش را نمي‌دانيد؛ چون در واقع از نظر کودک، شما تنها منبع نهايي اطلاعات هستيد و همه‌چيز را مي‌دانيد. وقتي دچار اين مسئله شديد، بهترين راه‌حل اين است که از خود فرزندتان کمک بگيريد. به جاي اينکه جواب‌تان و در نتيجه اعتماد فرزندتان را با حدس زدن به خطر بيندازيد، بهترين پاسخ اين است: «نمي‌دونم» يا «مطمئن نيستم. اما معتقدم جواب اينه…» و بعد اضافه کنيد «بيا با هم جواب درست رو پيدا کنيم». حتما هنگام تحقيق براي پيدا کردن جواب، با کودک‌تان همکاري کنيد. اين تحقيقات حتي ممکن است يک جست‌وجوي ساده‌ي اينترنتي باشد. بايد مراقب باشيد امکانات ديگر را ناديده نگيريد. شايد کتابي درباره‌ي موضوع مورد نظر داشته باشيد، سراغش برويد و نگاهي به آن بيندازيد. فرزندتان ممکن است به خواندن اين کتاب و موضوعش علاقه‌مند باشد، پس قبل از مراجعه به اينترنت، به کتابخانه‌تان مراجعه کنيد تا کودک‌تان هم همين روش را پيش بگيرد. کتابخانه‌ها هميشه بهترين و مطمئن‌ترين منابع اطلاعاتي موجود هستند.
از طرفي ديگر، سعي کنيد براي جواب دادن از آزمايش يا مثال‌هاي مشابه و تصاوير کمک بگيريد. زماني‌ که پسر دوست‌داشتني و دانشمندم از من مي‌پرسد: «چرا سر پيچ جاده‌ها بايد آروم‌تر رانندگي کني؟» من با کشيدن يک طرح ساده درباره‌ي نيروهاي مختلف که هدايت‌کننده‌ي شتاب يک اتومبيل هستند به او جواب مي‌دهم و برايش توضيح مي‌دهم که در اين مکان‌ها احتمال تصادف بيشتر است. اين طرح ساده و روشن است و او را قانع مي‌کند.

۳. به شکست خوردن‌شان هم جايزه بدهيد
همه‌ي ما بارها درباره‌ي شکست در کسب‌وکار، پذيرش و برخورد درست با آن شنيده‌ايم. با اين حال خيلي از پدر و مادر‌ها، هنگامي که فرزندشان در کاري شکست مي‌خورد مستقيم يا غيرمستقيم او را مجازات مي‌کنند. پسر شما در يک مسابقه‌ي شنا شرکت کرده و حالا نفر آخر شده است. عکس‌العمل شما چيست؟ ممکن است بگوييد: «شايد شنا به درد تو نمي‌خوره»، «بهت گفته بودم که بايد بيشتر تمرين کني»، «فلاني نفر دوم شد، تازه دوسالم از تو کوچيک‌تره» و چيزهايي از اين قبيل. حتي پدر و مادرهاي دلسوز هم طور ديگري رفتار مشابهي را انجام مي‌دهند: «مهم نيست، در هر صورت تو هرجوري که باشي من دوسِت دارم».
ممکن است فکر کنيد رفتار پدر و مادر دلسوز يا جمله‌اي که استفاده کردند، مثبت است؛ اما نکته اينجاست که هر دو نوع برخورد يک نتيجه دارد. متأسفانه، شما جزو هرکدام از اين والدين باشيد نتيجه‌ي رفتارتان فقط يک چيز است: فرزندتان آن‌قدر دلسرد مي‌‌شود که شايد ديگر در هيچ مسابقه‌ي شنايي شرکت نکند. بدتر از آن اين است که حتي ممکن است رفتار شما، او را از تلاش براي تمام چيزهايي که مطمئن نيست بتواند انجام بدهد هم منصرف کند.
خيلي بهتر است که بگوييد: «من بهت افتخار مي‌کنم که تصميم گرفتي وارد اين مسابقات بشي و تلاشتو کردي». اگر پسرتان احساس خيلي بدي داشت و حس کرديد حالش خيلي بدتر از اين حرف‌هاست، به ياد داشته باشيد ابراز احساسات فوري لزومي ندارد. از او بپرسيد: فکر مي‌کني چرا نفر آخر شدي؟ با اين شيوه به او فرصت مي‌دهيد تا دلايل شکستش را تجزيه و تحليل کند و دفعه‌ي بعد عملکرد بهتري داشته باشد. در عين حال اعتماد به نفسش هم پايين‌تر نيايد. شايد هم او آن‌قدر عصبي شده باشد که حتي نتواند درست نفس بکشد. اشکالي ندارد! از همين فرصت براي اينکه به او ياد بدهيد چگونه دفعه‌ي بعد با عصبانيتش روبه‌رو شود، استفاده کنيد.

۴. به کودک‌تان آشپزي ياد بدهيد
آشپزي يکي از کارهاي فوق‌العاده خلاقانه و جذاب است! اين را همه‌ي ما مي‌دانيم. به يک کيک فکر کنيد! با آرد، تخم‌مرغ، شکر و چند چيز ساده‌ي ديگر شروع مي‌کنيد، مخلوط‌شان که کرديد مي‌گذاريد با حرارت بپزد؛ خب نتيجه يک کيک شگفت‌انگيز و خوشمزه است. يکي از دوستان من که يک معلم شيمي است، يک‌بار براي اينکه به پسر من کيک پختن ياد بدهد تا توضيح چند فرايند شيميايي حين پختن کيک هم پيش رفت!
وقتي بچه‌ها پخت و پز را ياد بگيرند، مثلا بتوانند يک املت ساده درست کنند، در واقع شما خيلي فراتر از يک املت پيش رفته‌ايد و اجازه داده‌ايد آنها «تجربه» کنند، اين به ما مي‌فهماند که بچه تا خودش، شما و آشپزخانه را نشناسد و حين آشپزي خرابکاري نکند، اولاً نمي‌تواند ياد بگيرد و دوماً براي کارهاي خلاقانه يا پيچيده‌تر و بيرون از حيطه‌ي آشپزخانه و خانه، جرأت آزمون و خطا نخواهد داشت. اگر دوست دارد دو برابر شکلات روي کيک بريزد، خب اجازه بدهيد اين کار را انجام دهد. سخت نگيريد، اين فقط يک کيک است! اگر شانس بياورد کيکش خراب نمي‌شود. اما حتي اگر چيز خوبي هم از آب درنيامد، او با «تجربه کردن»، يک فرايند ارزشمند و خلاقانه ياد گرفته است، به علاوه اينکه ياد مي‌گيرد وقتي همه چيز دارد خراب مي‌شود، چطور مي‌تواند اوضاع را سروسامان بدهد. کيکش بيش از حد خشک شده است؟! خوب اگر اعتماد به نفس لازم را داشته باشد، احتمالا روي آن را با يک لايه خامه مي‌پوشاند! هرچند اين فقط يک کيک ساده است، اما اين راه‌حل در حال حاضر خلاقانه‌ به حساب مي‌آيد!

۵. فرزندتان را با يک رژيم ساده و متعادل تغذيه کنيد
ذهن و بدن سالم حس بهتري در ما ايجاد مي‌کند، انرژي بيشتري خواهيم داشت و بهتر فکر مي‌کنيم. اگر از کودکي فرزندتان را به تغذيه‌ي سالم عادت بدهيد، او براي تمام عمر، عادات غذايي خوب و سالمي خواهد داشت و با احتمال کمتري دچار مشکل اضافه‌وزن مي‌شود و با افزايش سن سلامتي‌اش کمتر به خطر خواهد افتاد. وقتي انرژي بيشتري داشته باشيد، سرحال‌تر و بهتر به نظر مي‌رسيد و از همه مهم‌تر اينکه وقتي تعذيه‌ي سالمي داشته باشيد فکر و ذهن خلاقانه‌تري خواهيد داشت.
شگفت‌انگيز اين است که تعذيه‌ي سالم به طرز قابل ملاحظه‌اي آسان است. خيلي ساده است! فقط بايد سعي کنيد فرزندتان را با گروه‌هاي غذايي سالم تغذيه کنيد و او را عادت بدهيد که کمتر از غذاهاي شيرين و چرب استفاده کند. اگر منابع تغذيه‌ي بچه‌ها از گروه‌هاي غذايي سالم باشد، دچار سيري کاذب نمي‌شوند و به اين ترتيب به تنقلات و شيريني‌جات روي نمي‌آورند. هر زمان که فرزندتان گرسنه مي‌شود، از ميوه‌ها به‌عنوان ميان‌وعده استفاده کنيد. اگر به بچه اصرار کنيد تمام غذايش را بخورد و در عوض به‌عنوان جايزه به او وعده‌ي يک بشقاب دسر بزرگ بدهيد، تنها اتفاقي که مي‌افتد اين است که او را به پرخوري عادت داده‌ايد!

۶. خودتان هم خلاق باشيد!
کليد اين قسمت خلاقيت خود شما است. طبق تحقيقاتي که در آمريکا انجام شده است، بچه‌هايي که پدر و مادرشان معمولا خودشان از پس کارهايشان بر مي‌آيند و اصطلاحا فني هستند، (مثلا زماني‌ که لوله‌هاي خانه دچار مشکل مي‌شوند، بلافاصله به لوله‌کش زنگ نمي‌زنند و برعکس خودشان سعي مي‌کنند مشکل را رفع کنند) کودکان قدرتمندتري دارند. آن کودکان کم‌کم حس مي‌کنند که همچون والدين‌شان مي‌توانند خودشان از پس مشکلات برآيند و در واقع ذهن‌شان براي حل مشکلات خلاقيت به‌ خرج خواهد داد.
وقتي شما سعي مي‌کنيد چيزي را تعمير کنيد، مخصوصا اگر مهارتي هم در اين زمينه نداشته باشيد، به احتمال زياد دفعات اول خرابکاري مي‌کنيد؛ بنابراين دوباره سعي مي‌کنيد انجامش بدهيد. در اين وضعيت فرزند شما اين را به نوآوري تشبيه مي‌کند و ياد مي‌گيرد اشتباه کند و از اشتباهش درس بگيرد و دوباره امتحان کند.
به‌عنوان پدر و مادر، بايد اول خودتان به اين استقلال در انجام کارها عادت کنيد تا براي فرزندتان هم مسئله‌اي عادي باشد. خوشبختانه در شرايط امروز، شما شانس بيشتري براي اين کار داريد؛ چون همه‌جور اطلاعاتي درباره‌ي تعمير وسايل يا هر نوع خدمات ديگر مربوط به خانه، در اينترنت وجود دارد و مي‌توانيد از آن اطلاعات استفاده کنيد. البته بايد مواظب کارهاي خطرناک باشيد. مثلا برق‌ با کسي شوخي ندارد؛ هنگامي که مي‌خواهيد کارهاي برقي انجام بدهيد، مراقب خودتان و فرزندتان باشيد و سعي کنيد اقدامات ايمني را به او ياد بدهيد.

۷. به جاي درست کردن اشتباهاتش بپرسيد: «چرا؟»
زماني‌ که کودک‌تان اشتباهي مي‌کند، مثلا يک کلمه را درست استفاده نمي‌کند يا رفتارش بد است، بلافاصله اشتباهش را درست نکنيد؛ بلکه درباره‌ي کاري که انجام داده است با او صحبت کنيد و دليلش را بپرسيد: «چرا اين‌ کارو کردي؟» يا «چرا اين‌طوري فکر مي‌کني؟»
مثلا اگر سر ميز، فرزندتان سوپش را با سروصدا مي‌خورد (فرض کرده‌ايم که شما ژاپني يا چيني نيستيد و اين رفتار را دور از ادب مي‌دانيد!) راهکار درست اين است که بلافاصله سرزنشش نکنيد و نگوييد چطور بايد سوپش را بخورد. از او بپرسيد: «به نظرت اين شيوه‌ي درست سوپ خوردنه؟!» اگر گفت «بله»، از او بخواهيد دليلش را توضيح بدهد و اگر گفت «نه»، از او دوباره بپرسيد پس چرا وقت غذا خوردن صدا در مي‌آورد؟!
به احتمال خيلي زياد او جواب خواهد داد که خيلي عجله دارد چون بي‌اندازه گرسنه است و يا ممکن است بگويد دوستانش هم همين‌طوري غذا مي‌خورند. خوب حالا که سر صحبت باز شده است، هدف نهايي‌تان را اجرا کنيد و درباره‌ي آداب درست غذا خوردن و سر ميزِ غذا نشستن با کودک‌تان صحبت کنيد. وقتش است درباره‌ي آداب سر سفره، احترام به ديگران و هرچيز ديگري که لازم است بداند، حرف بزنيد. اگر او گفته است که اين نوع غذا خوردن را از دوستان مدرسه‌اش ياد گرفته است، با اين کار مي‌توانيد او را تشويق کنيد که مشابه مکالمه‌ي شما و خودش را با دوستانش داشته باشد و راه‌حل‌هاي خلاقانه براي ياد دادن آداب درست غذا خوردن به دوستانش داشته باشد.

۸. از اسباب‌بازي‌ها استفاده کنيد
اسباب‌بازي‌هايي که در اين سال‌هاي اخير ساخته شده‌اند، به‌طور کاملا کنترل‌شده‌اي مي‌توانند به تجربه کردن کودکان کمک کنند. مثلا لگوهاي جذابي که اين مدت ساخته شده‌اند، حتي مي‌توانند تجربه‌ي ساختن يک کشتي را براي يک بچه فراهم کنند. بازي‌هاي الکترونيکي هم مي‌توانند همين‌طور باشند. اين‌طور بازي‌ها بد نيستند؛ اما خب بايد قبول کرد تعداد‌شان محدود است.
قبل از اينکه اسباب‌بازي بخريد، از مفيد بودن آنها براي کودک‌تان مطمئن شويد. اگر مثلا لگو مي‌خريد، حواس‌تان باشد تعداد تکه‌هايش آن‌قدر باشد که خلاقيت کودک را براي ساختن چيزهاي متنوع به‌کار بيندازد. اسباب‌بازي‌هايي بخريد که به وسايل واقعي در زندگي مثل ساختمان‌ها يا وسايل نقليه نزديک باشند تا کودک با ساختن مدل‌هاي کوچک‌تر، خلاقيتش براي آينده و ساختن چيزهاي مختلف در ابعاد بزرگ‌تر فعال شود. اين نوع بازي‌ها مثل ورزش، ذهن را قوي نگه‌مي‌دارد!
يادتان باشد اسباب‌بازي به چيزهاي گران‌قيمت از مغازه‌هاي اسباب‌بازي فروشي بزرگ محدود نمي‌شود. يک جعبه مقوايي بزرگ ساعت‌ها بچه‌ها را سرگرم مي‌کند. حتي يک تکه چوب در جنگل در يک گردش خانوادگي بچه‌ها را وادار به تکاپو و بازي مي‌کند. کاغذ، مدادرنگي و خيلي موارد ديگر، گوشه و کنار خانه مي‌تواند به‌عنوان اسباب‌بازي الهام‌بخش باشد و کودک را به خيال‌پردازي وادار کند. يادم مي‌آيد وقتي برادرم کوچک بود، از ورق‌هاي آلومينيومي دور شکلات، توپ‌هاي کوچک درست مي‌کرد و با عروسک‌ها و ساختن يک دروازه با دستمال کاغذي، ساعت‌ها فوتبال بازي مي‌کرد. برادرم الان طراح و گرافيست موفقي است!
بايد کمي انصاف داشته باشم و بگويم تحقيقات اخير نشان داده است که گرچه بازي‌هاي الکترونيکي جنگي يا زد و خورد توصيه نمي‌شوند، اما بازي‌هاي الکترونيکي زيادي هم هستند که براي خلاقيت مفيدند. اکثر اين بازي‌ها در ازاي موفقيت و رد کردن مراحل، به فرد پاداش مي‌دهند و اين خيلي خوب و تشويق‌کننده است؛ چون رد کردن آن مراحل نياز به آزمون و خطا و کمي خلاقيت دارد. اگر فرزندان‌تان از اين دست بازي‌هاي الکترونيکي را زياد انجام مي‌دهند خيلي نگران نباشيد؛ چون مانع خلاقيت‌شان نمي‌شود. اما مراقب باشيد که به اندازه‌ي کافي از هواي سالم بيرون از منزل استفاده کنند (البته اگر هوا سالم بود!) و از ورزش هم غافل نشوند.

۹. پاداشي بيشتر از تلاش‌شان در نظر بگيريد
دخترتان به خانه مي‌آيد و مي‌فهميد که در امتحان نمره‌ي عالي گرفته است! حتما وسوسه مي‌شويد که به او جايزه بدهيد. خيلي هم عالي! فقط بهتر است نگوييد: «تو در امتحان صددر صد موفق بودي! اين عاليه! تو خيلي باهوشي!» به جايش اين جمله را امتحان کنيد: «تو خيلي تلاش کردي، خيلي خوب درستو خوندي و ببين چه نتيجه‌اي گرفتي! من واقعا به تو و تلاشت افتخار مي‌کنم! ببين اين هم نتيجه‌‌ش!»
فردا وقتي از امتحان زبان برگشت و حس کرديد ناراضي است بگوييد: «مهم نيست چه نمره‌اي بگيري. من مي‌دونم که خيلي درس خوندي و تلاش کردي؛ تلاشت از نمره مهم‌تره. اما بگو ببينم فکر مي‌کني چرا امتحانت خيلي خوب نبوده؟ به نظرت براي دفعه‌ي بعد بايد چيکار کني که نمره‌ي بهتر بگيري؟»
خلاقيت و دانش معمولا برآيند يادگيري هستند. خلاقيت يعني «براي همه‌چيز تلاش کن و به دنبال راه‌حل‌هاي مختلف براي مشکلات گوناگون باش». به کودک‌تان انگيزه بدهيد براي يادگيري تلاش کند، بياموزد که درباره‌ي مشکلاتش مطالعه‌ کند تا بتواند از پس آنها برآيد؛ اين يعني آموختن مهارت‌هاي باارزشي که براي زندگي به آنها نياز دارد و تشويقش به اينکه از ذهن خودش استفاده کند.
نکته‌ي طنز ماجرا اين است که وقتي براي موفقيت به بچه‌ها جايزه مي‌دهيد، کودکان با‌هوش معمولا از اين موضوع رنج مي‌برند. چون زماني که کوچک‌تر هستند مثل ساير بچه‌ها نيستند و پاداش‌هايي که براي آنها در نظر گرفته مي‌شود، به نظرشان نمي‌آيد. اما خوشبختانه زماني‌ که سن‌شان بالاتر مي‌رود در محيط‌هاي آموزشي به چالش کشيده مي‌شوند و انگيزه‌ي لازم براي تلاش و مطالعه را به‌دست مي‌آورند.

۱۰. مشکلاتي را که با همسرتان داريد، برطرف کنيد
هر ازدواجي ممکن است دچار آسيب‌هايي شود. اکثر زوج‌ها اعتراف مي‌کنند که با همسرشان، دچار مشکلات و اختلاف نظر‌هايي هستند. هنگامي که در حضور کودک با هم بحث‌تان مي‌شود و مي‌خواهيد اختلاف نظرهايتان را رفع کنيد يا درباره‌اش صحبت کنيد، واکنش طبيعي شما اين است که از کودک فاصله بگيريد (مي‌فرستيدش دنبال نخود سياه). البته حق داريد؛ چون نگران هستيد مبادا تنش ناشي از بحث شما، بچه را ناراحت کند.
با وجود اينکه شما نگران فرزندتان هستيد، اما با اين کار کودک را دچار دوگانگي مي‌کنيد؛ چون در ابتدا او را در معرض درگيري يا مشکل قرار مي‌دهيد و سپس بلافاصله آن را از او مخفي مي‌کنيد. خب، خلاقانه‌ است! البته فقط درباره‌ي دور نگه داشتن بچه‌ها از دعوا!
اگر بحث‌تان را وقتي فرزندتان نيست، شروع کنيد و ادامه بدهيد، منطقي‌تر به نظر نمي‌رسد؟! در هر صورت نکته‌ي مهم اين است که درباره‌اش با کودک‌تان صحبت کنيد؛ چون او در هر صورت مي‌فهمد که تنشي در کار است. مثلا به او بگوييد: «مشکلي پيش اومده که بايد حل بشه. پس ما ميريم طبقه‌‌ي بالا درباره‌‌ش حرف بزنيم. سعي مي‌کنيم احساسات همديگر رو درک کنيم، سعي مي‌کنيم با هم خوب باشيم، قراره فقط درباره‌ي مشکل حرف بزنيم و هيچ‌کدوممون عصباني يا ناراحت نيستيم» به نظر مي‌آيد اين روش هم منطقي‌تر باشد، هم فرزندتان را نگران نکند و از طرفي او هم مي‌آموزد در هنگام بروز مشکل فقط به پيدا کردن راه‌حل توجه کند.
لازم نيست درباره‌ي جزئيات با او حرف بزنيد. نکته‌‌ي مهم اين است که هنگامي که با همسرتان دچار مشکل مي‌شويد، براي رابطه‌ي هرکدام از شما با فرزندتان مشکلي پيش نيايد و از طرفي بتوانيد درباره‌ي کودک اتفاق نظر داشته باشيد.منبع:

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.