تبلیغات

دستگيري قاتل با رديابي گوشي مقتول

دستگيري قاتل با رديابي گوشي مقتول

اعتماد/ «در کوچه خاکي منتظرش بودم تا با پول برگردد اما وقتي آمد، اسلحه را گرفت روبه‌رويم و گفت: سوييچ موتورت را بده.» مامور پليس، حرف‌هاي مالباخته را مي‌نوشت: «سارق کاپشنش را روي اسلحه انداخته بود تا کسي متوجه آن نشود. تا چند دقيقه قبل چند نفر در کوچه بودند اما زمان سرقت، کاملا خلوت بود. ترسيده بودم.

اول خواستم مقاومت کنم اما او تهديد به شليک کرد. سوييچم را روي زمين انداختم و با سرعت به ابتداي کوچه دويدم. ناگهان صداي شليک گلوله آمد. وقتي برگشتم، سارق را ديدم که با عجله، روي موتور پريد و آن را روشن کرد. چند بار زمين افتاد اما دست آخر فرار کرد.» گلوله، اشتباهي از اسلحه کلت سارق به هوا شليک شده بود و ماموران پس از بازرسي صحنه سرقت، موفق به کشف پوکه‌اش شدند و آن را براي آزمايش، به مقر پليس فرستادند. براساس شکايت مالباخته، سارق در پوشش مسافر سوار موتور ٤ ميليوني او شده بود اما از همان اول، نقشه سرقت آن را داشت.

يک ماه بعد از اين حادثه، نگهبان شرکتي در گردنه حسن‌آباد، جسد مردي ٤٦ ساله را در خودرويش پيدا کرد که با اصابت دو گلوله از ناحيه سر به قتل رسيده بود. ماموران سر صحنه حاضر شدند و پوکه گلوله‌ها را کشف کردند. آزمايش آنها نشان مي‌داد که اين پوکه‌ها مربوط به سرقت مسلحانه، از يک اسلحه شليک شده و احتمالا سارق موتوسيکلت همان قاتل فراري است. همچنين گوشي مقتول نيز دزديده شده بود که با رديابي آن، ردپاي متهم در خانه برادرش به دست آمد. او سيم کارت خود را در گوشي مقتول گذاشته و با آن تماس گرفته بود. همين يک خطا کافي بود تا پليس او را که از مجرمان سابقه‌دار در زمينه نگهداري اسلحه غيرمجاز بود، شناسايي و دستگير کند.

مرد ٣٣ ساله در بازجويي‌ها به قتل و سرقت مسلحانه موتوسيکلت اعتراف کرد و گفت: «روز قتل (٢٦/٨/٩٤) براي رفتن به حسن آباد، سوار ماشين مقتول شدم. در راه سر مواد مخدر با هم درگير شديم. نمي‌دانم چه شد که دو گلوله از کلتم شليک شد و به سرش خورد. از ترس گوشي‌اش را دزديدم و فرار کردم. من هيچ انگيزه‌اي براي قتل نداشتم و فقط مي‌خواستم از خودم دفاع کنم.»

او همچنين به سرقت مسلحانه موتوسيکلت در تاريخ ١٣/٧/٩٤ در شهران اعتراف کرد تا پرونده‌اش براي صدور حکم در اختيار شعبه دوم دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي زالي قرار گيرد. صبح ديروز، اولياي دم مقتول شامل پدر، مادر و دختر ١٧ ساله‌اش خواستار قصاص شدند و مالک موتوسيکلت خسارت خواست. سپس نوبت به متهم رسيد. او خود را ليسانسه باستان‌شناسي معرفي کرد و مدعي شد که سرطان دارد. چشمانش از حدقه درآمده و با صداي خمار حرف مي‌زد.

در همان ابتدا، قتل و سرقت مسلحانه را انکار کرد و گفت: «من نه سرقتي انجام داده و نه قتلي مرتکب شده‌ام و فقط تحت فشار بازجويي‌ها اعتراف کرده‌ام.» او در جواب اين سوال قاضي که گوشي مقتول دست تو چه کار مي‌کرد، با تناقض‌گويي گفت: «در ماشين مقتول، با گوشي‌ام حرف مي‌زدم که ناگهان خاموش شد. سپس گوشي مقتول را خريدم تا بتوانم تماس بگيرم.» وکيل او مدعي است که متهم، يک‌بار در جواني قصد خودسوزي با بنزين را داشته است. متهم در آخرين دفاع خود نيز از قضات خواست تا هرچه سريع‌تر تکليفش را مشخص کنند؛ او زير تيغ است.

با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: اعتماد

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.