تبلیغات

داستانک/ شتر و موش در مثنوي

داستانک/ شتر و موش در مثنوي

يکي بود/ موشي افسار شتري را گرفت و به راه افتاد. شتر به دليل طبع آرامي که دارد با وي همراه شد ولي در باطن منتظر فرصتي بود تا خطاي موش را به وي گوش زد کند. اين دو به راه ادامه دادند تا به کنار رودخانه اي رسيدند. موش از حرکت باز ايستاد و شتر از او پرسيد که: «چرا ايستاده اي تو رهبر و پيشاهنگ من هستي؟»
موش گفت: «اين رودخانه خيلي عميق است.»
شتر پايش را در آب نهاد و رو به موش گفت: «عمق اين آب فقط تا زانوست.»
موش گفت: «ميان زانوي من و تو فرق بسيار است.»
شتر پاسخ داد: «تو نيز از اين پس رهبري موشاني چون خود را بر عهده گير.»
چون پيمبر نيستي پس رو براه تا رسي از چاه روزي سوي جاه
تو رعيت باش گر سلطان نيي خود مران چون مرد کشتي بان نيي
قابل توجه مديراني که قرار است انتخاب کنند يا انتخاب شوند.
منبع:

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.