تبلیغات

مهارت زندگي/ ۳ عادت افراد تضعيف کننده روحيه و انگيزه

مهارت زندگي/ ۳ عادت افراد تضعيف کننده روحيه و انگيزه

بازده/ تا به حال با افراد انگيزه کش در محل کارتان برخورد کرده ايد؟ تقريبا رد بيشتر سازمان‌ها مي‌توان فردي را يافت که مصرانه تلاش مي‌کند تا تضعيف کننده روحيه ديگران باشد. ما در اين نوشتار از ۳ عادت افرادي براي‌تان مي‌گوييم که تضعيف کننده روحيه ديگران هستند و در کشتن سرزندگي و انرژي در هر سازمان و شرکتي مهارت خاصي دارند. با ما همراه باشيد.
جيک يک جوان بسيار تيزهوش و پرانرژي است که شغل خود را در بخش بازاريابي يک شرکت نوآور تازه تأسيس در حوزه آکادميک بسيار ايده‌آل مي‌داند (اين يک شرکت واقعي است، اما تمامي اسامي تغيير داده شده است.)
براي چند ماه اول جيک خود را در بهشتي مي‌ديد، زيرا فعاليت در شرايطي از قبيل همکاراني باهوش، اختيارات فراوان، وجود تعداد زيادي مشتري که با آگاهي به دنبال راهکارهايي براي کسب‌وکار در بخشي پررونق هستند، رقبايي ضعيف و محصولاتي عالي که مي‌توانست با عشق آنها را عرضه کند، رؤيايي مي‌نمود.
تنها مشکل لارنس، مديرعامل شرکت بود. لارنس بدون‌شک فردي بي‌نظير بود که به شيوه‌اي خارق‌العاده سهامداران و سرمايه‌گذاران را مسحور خود مي‌کرد. او با آنها وارد جلسه مي‌شد، به آنها نويد چشم‌اندازي را که خود از آيند‌ه‌ي درخشان شرکت داشت، مي‌داد و تصويري هيجان‌انگيز از آينده را براي آنها ترسيم مي‌کرد و در آخر با جيب‌هايي پر از پول از جلسه خارج مي‌شد.
اما ميان تمام کارکنان پراستعدادي که تحت تأثير خدماتي که شرکت ارائه مي‌داد قرار گرفته و جذب آنجا شده بودند، لارنس به‌عنوان انگيزه کش شناخته مي‌شد.
براي جيک مدت زيادي طول نکشيد تا به اين ويژگي عجيب لارنس پي ببرد، يعني قابليت او در عيب‌جويي از عملکرد کارکنان، استعدادي بود که مي‌توانست افراد پرتلاش و با انگيزه را دلسرد کند. تنها اندکي در کنار او بودن کافي بود تا در دل فردي که قبلاً اهدافي شفاف و انرژي فراوان داشت، بذر شک و ترديد، کرختي، بي‌اعتمادي و خستگي تدريجي کاشته شود. آنگونه که جيک متوجه شده بود، لارنس در دلسرد کردن افراد ذوقي هنرمندانه داشت!
با شنيدن داستان جيک، تصميم گرفتم با تعداد ديگري از کارکنان اين شرکت مصاحبه کنم تا ببينم از يک انگيزه کش کلاس جهاني چه درس‌هايي مي‌توان گرفت. بنابراين با کيسي، يک ستاره آينده دار که در بخش مديريت ارتباط با مشتريان فعاليت مي‌کرد و ليي، يک متخصص IT که لارنس توانسته بود او را از يکي از بهترين شرکت‌هاي نوآور جهاني بربايد مصاحبه کردم.
شنيدن تجربيات اين دو که به‌طور طبيعي افرادي با انگيزه و متعهد بودند من را قادر ساخت تا به قوانيني براي کشتن سرزندگي و انرژي در سازمان دست يابم. بنابراين اگر شما هم در رويکرد مديريتي خود به دنبال تخريب روحيه کارمندان يا کساني که در بخش شما فعاليت مي‌کنند هستيد، استفاده از ۳ قانون زير موفقيت شما را تضمين خواهد کرد.
۱- آدم‌هاي تضعيف کننده روحيه يا انگيزه کش هاي درجه يک، مدام به افراد مي‌گويند کاري را که در حال انجام آن هستند چطور انجام دهند، مخصوصاً اگر به خوبي از پس آن کار برآيند.
با اين کار انگيزه کش ها با يک تير دو نشان مي‌زنند. از يک طرف به کارمندان خود مي‌فهمانند که هيچ شناختي از کار خود و اهداف سازمان ندارند؛ در نتيجه آنها احساس مي‌کنند تمام تلاشي که تا به حال مي‌کردند بيهوده بوده و انگيزه کش نيز به آن هدفي که داشته دست مي‌يابد.
درعين حال اين مدير با اين مانور مي‌تواند هرگونه موفقيتي را در آينده کارمندان به‌دست خواهند آورد به‌نام خود مصادره و ادعا کند که اين نتيجه مداخله‌هاي بجاي او بوده است.
۲- انگيزه کُش‌ هاي حرفه‌اي مطمئن مي‌شوند هرگونه تحقيري که به کارمند تحميل مي‌کنند در جمع اتفاق مي‌افتد، مخصوصاً در مقابل افرادي که براي کارمند مهم هستند.
کيسي، تبحر لارنس در اين زمينه را اين‌گونه توصيف مي‌کند: «هروقت من مشتري جديدي را براي ملاقات دعوت مي‌کنم (اين کار بخش بزرگي از شغل من است) هميشه نگران آبروريزي هستم. چون منتظرم لارنس با يک شگرد جديد براي ضايع کردن من از راه برسد و من را احمق جلوه دهد. هفته قبل افرادي را از اسکانديناوي براي پيش نمايش يکي از ابزارهاي جديدمان دعوت کردم، آنها عاشقش شدند تا اينکه لارنس وارد شد و گفت «الان است که کيسي شما را متقاعد کند چيزي از اين فناوري نمي‌فهميد! »
۳- افراد تضعيف کننده روحيه خبرگي خاصي در سورپرايز کردن دارند.
ليي، مغز متفکر برنامه‌هاي IT لارنس به استعداد او در ايجاد سردرگمي درباره آنچه اتفاق مي‌افتد اشاره مي‌کند. براي مثال، ليي چندين بار يک مشتري را براي بحث در مورد استراتژي دعوت کرد فقط براي آنکه پي ببرد لارنس بدون اطلاع او قبلاً با آنها صحبت کرده است.
اما مثل تمام انگيزه کش ها، لارنس نيز يک جواب آماده براي توجيه عملکردش داشت: «شرکت به سرعت در حال حرکت است و ما نمي‌توانيم نگران اين باشيم که چه کسي اعتبار به‌دست مي‌آورد يا اينکه کي با چه کسي صحبت مي‌کند» و چون شرکت به سرعت در حال رشد است، اين توجيه براي تازه‌واردهايي که هنوز زير بار فشار رفتارهاي مأيوس‌کننده رييس خود خرد نشده‌اند منطقي به نظر مي‌آيد. اما بعد از چند ماه کار در شرکت، افراد متوجه مي‌شوند تا چه اندازه جا انداختن يک محصول حتي اگر هم عالي باشد بدون پشتيباني دشوار است.
پرونده‌ي لارنس من را به ياد روزگاري انداخت که به‌عنوان نويسنده‌ي متن سخنراني‌ها فعاليت مي‌کردم. يکي از سرپرستان من استعداد فوق‌العاده‌اي در اين زمينه داشت. يک روز او بعد از کلي لفاظي کردن درباره‌ي خدمات عالي شرکت در گذشته، ناگهان رو به من کرد و با جديت گفت «ما يک شرکت خيلي خوب مي‌شديم اگر اين کارمندان را نداشتيم».منبع:

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.