تبلیغات

در محضر بزرگان/ در باطنِ خودت دنبال حق برو

در محضر بزرگان/ در باطنِ خودت دنبال حق برو

تسنيم/ مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي مي فرمود: چرا اين هرچه مي‌بيند دلش مي‌خواهد؟ فرمود غَضّوُا ابصارَکم عمّاحرَّمَ اللهُ (چشم‌هايتان را از آنچه حرام کرده است بپوشانيد). يعني چشم‌هايتان را از قشنگي نپوشانيد و نگاه کنيد. هرچه به چشم دلت زيبا بود نگاه کن، فرمان دلت را ببر و هرچه دلت گفت زيباست آن را نگاه کن. بدن نه! دلت. دلت هرجا خواست برو که آن اذن الله است و متعلق به ولايت و محبّت اهل بيت(ع) است. آن معصوم است و جاي اشتباه نمي‌رود. حتّي اگر جايي اشتباه کند و کسي را بکُشد. - ولو دوست اهل بيت(ع) را کشته باشد – خدا به او جزا مي‌دهد. به خيالش دشمن اهل بيت است، کارد را گذاشت و به او مزد هم دادند. تعزيه گرفته بودند شمر مي‌خواست سر امام حسين(ع) را با خنجر ببرد. يک تبريزي آنجا بود و خنجر همراه داشت آن را درآورد و سر شمر را بريد. بختِ شمر بود. شمر دارد سر امام حسين(ع) را مي‌بُرد، آيا اگر شما بوديد مي‌ايستاديد؟ الان من ديده‌ام فوتبال که پخش مي‌کنند آنها که پاي تلويزيون نشسته‌اند، خود را اين طرف آن طرف مي‌کنند. آيا اين بابا نکُشد؟ شما در تلويزيون، عکس توپ را که مربوط به بازي ديروز است مي‌بيند. بچه من در اطاق، خودش را اين طرف آن طرف مي‌کند که توپ را بزند. وجود بشر خيلي پشتکار دارد. علي ايّ حال اين رفيق ما که تعزيه را نگاه مي‌کرد يک مرتبه خنجر را بر مي‌دارد و سر شمر را مي‌بُرد و او را زندان مي‌برند. کسي را کشته بود و بايد او را محاکمه مي‌کردند. او را که محاکمه مي کردند گريه مي‌کرد و مي‌گفت آيا بايستم تا شمر سر امام حسين(ع) را ببرد؟ بلکه نزديک بود سر قاضي را هم ببرد. قاضي ديد نمي‌شود او را از کربلا بيرون آورد. خدا ان شاء الله ما را هم شمائل شناس کند که مثل او چنان داخل تعزيه برويم که اصلاً بيرون نياييم.

چقدر خوب است که آدمي وقتي حق را پيدا کرد پشتکار داشته باشد. وقتي قلبت حق را مي‌بيند، در باطنِ خودت عقبش برو. اگر در نماز است يا در روزه است يا در کارهاي خير است عقبش برو. يا اينکه در کار نيست بلکه در سکوت و نشستن است. روزها دو ساعت، يک ساعت، نيم ساعت جايي بنشين، تفکر و تعقّل کن. راست است که تفکر ساعه افضلُ مِن عبادهِ سَبعينَ سَنهٍ. بيشتر عمر اين امت بين شصت و هفتاد است . لذا از هفتاد زياد مي‌فرمايند. کسي که يک ساعت فکر کند يک مرتبه ممکن است دري را باز کند که هفتاد سال عمر، آن را باز نکند. يک ساعت فکر کرد و کليد را يافت و در را باز کرد. تازه منظور، ساعت هم نيست. همان وقت که کليد را پيدا مي‌کند را ساعت مي‌گويند. مي‌گويد اينجاست. والا ممکن است آدمي ده ساعت، بيهوده اين طرف و آن طرف را نگاه کند. آن ساعت نيست. ساعت قرآن «آني» است که آدمي چيزي را پيدا مي‌کند. اميدوارم خيلي وقت شناس باشيد. پي آن، «آن» بگرديد که آدمي چيزي را پيدا مي‌کند.

کتاب طوبي محبت؛ جلد3 – ص 206
مجلس حاج محمد اسماعيل دولابي



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويدمنبع: تسنيم

فروش اسکریپت

اسکریپت مجله تفریحی فان سیتی به فروش میرسد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید.

فروش اسکریپت

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات


جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

در انتخاب و نمایش محتوا هیچ دخالت انسانی وجود ندارد لذا از شما خواهشمندیم در صورتی که این مطلب را مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران است به ما گزارش کنید.